لیست مقالات عمومی

آکادمی زبان حسینی     مقالات آموزشی

متن مقاله : present perfect progressive tens | تاریخ ثبت : 1397/06/17

زمان حال کامل استمراری

Present Perfect Progressive

 

زمان حال کامل استمراری
 

 

فاعل+ have/has + been+ فعل + ing + مفعول
 

برای اینکه مفهوم زمان حال کامل استمراری را درک کنیم ابتدا باید درک درستی از زمان حال کامل داشته باشیم.

وقتی در صحبتهای مان می خواهیم بگوییم کاری از زمان گذشته شروع شده و تا اکنون ادامه دارد از زمان حال کامل استفاده می کنیم. حال وقتی بخواهیم بر آن مدت زمان سپری شده تاکید کنیم از زمان حال کامل استمراری استفاده می کنیم.

پس همه چیز به نیت من بستگی دارد!

من منتظر تو بوده ام.

I have waited for you

من ده سال است که منتظر تو بوده ام. (تاکید بر زمان!)

I have been waiting for you

 

پس زمان حال کامل و حال کامل استمراری برای نشان دادن کاری که در گذشته به کار رفته و تا الان ادامه دارد بکار می روند خیلی تفاوتی با هم ندارند فقط هر وقت خواستیم بر مدت زمان تاکید بیشتری کنیم از حال کامل استمراری استفاده می کنیم. به همین سادگی!

این قیدهای زمان معمولا برای حال کامل استمراری بکار می روند:

 “For five minutes,” “for two weeks,” and “since Tuesday”

:مثال 

have been living here since 1983

یعنی زندگی کردن من اینجا از سال 1362 شروع شده و تا زمان حال ادامه داشنه و هنوز هم ادامه دارد

have been watching TV.

It has been snowing all day, and the streets are too wet to go out now.

یعنی در یک زمان نامعینی امروز برف شروع شد و هنوز هم ادامه دارد.

We have been teaching English on TV since 2006.

یعنی از سال 1384 در سایت سلام زبان انگلیسی تدریس کردیم و این کار هنوز هم ادامه دارد.

– He is lying on the floor now.حال استمراری

– He has been lying there for two hours.حال کامل استمراری

طرز ساختن حال کامل استمراری:

این زمان را با ماضی نقلی فعل بودن (have/has been) بعلاوه ی شکل (ing) فعل اصلی می سازند.

They have been talking for the last hour.
She 
has been working at that company for three years.
What 
have you been doing for the last 30 minutes?
James 
has been teaching at the university since June.
We 
have been waiting here for over two hours!
Why 
has Nancy not been taking her medicine for the last three days?

نکته:

وقتی زمان حال کامل استمراری بدون قید زمان بکار می رود معمولا معنی “اخیرا” می دهد.

Recently, I have been feeling really tired.
She 
has been watching too much television lately.
Have you been exercising lately?
Mary 
has been feeling a little depressed.
Lisa has not been practicing her English.
What 
have you been doing?

نکته:

با برخی از فعل ها زمان حال کامل استمراری نمی توانیم بکار ببریم (know, hate, hear, understand, want) برای این فعلها در صورت لزوم فقط می توانیم حال کامل استفاده کنیم.

I‘ve wanted to visit China for years.
She
‘s known Robert since she was a child.
I
‘ve hated that music since I first heard it.
I
‘ve heard a lot about you recently.
We
‘ve understood everything.

 

طرز منفی و سوالی کردن حال کامل استمراری:

عیناً مانند حال کامل، سوالی و منفی می شود.

I have not been walking.
you have
 not been running.
he has
 not been cooking.
she has 
not been swimming.
it has
 not been raining.
we have 
not been studying.
they have 
not been sleeping.

 

Yes / No’ Questions
have I been walking?
have you been running?
has he been cooking?
has she been swimming?
has it been raining?
have we been studying?
have they been sleeping?

 

 wh-questions
what have I been doing?
where have you been running?
what has he been studying?
why has she been working today?
how long has it been raining?
how long have we been watching this film?
how long have they been living here?

 

خروج

متن مقاله : Present perfect tens | تاریخ ثبت : 1397/06/17

ساختار زمان حال کامل (present perfect) در انگلیسی به شکل زیر است:

have / has + past participle

در این ساختار ابتدا اگر فاعل سوم شخص مفرد باشد از has استفاده می کنیم در غیر این صورت have را بکار می بریم. past participle هم اسم مفعول می باشد که برای ساخت آن اگر فعل جمله یک فعل بی قاعده باشد از شکل سوم آن یعنی past participle استفاده می کنیم ولی اگر فعل جمله جزء افعال بی قاعده نباشد برای تبدیل آن به اسم مفعول d یا ed را به انتهای آن اضافه می کنیم.

 

He has written a lot of articles.

او مقاله های زیادی نوشته است.

They have seen that soccer match two times.

آنها اون بازی فوتبال رو دو بار دیدند.

Have you seen that soccer match too?

تو هم اون مسابقه فوتبال رو دیدی؟

افعال بی قاعده زیادی هستند که ممکن است بخواهید اسم مفعول (شکل سوم) آنها را یاد بگیرید، در صورت تمایل در این پست می توانید لیستی کامل از آنها را مشاهده کنید.

کاربرد های زمان حال کامل

 

صحبت در مورد تجربه هایی که یک شخص داشته است

have met your brother.

من برادرت را ملاقات کرده ام.

Mark has been to Germany two times.

مارک دو بار در آلمان بوده است (مارک دو بار به آلمان رفته است).

have seen the movie Titanic.

من فیلم تایتانیک را دیده ام.

Have you ever tried Chinese food?

تا حالا غذای چینی رو امتحان کردی؟

صحبت در مورد چیزی که در گذشته شروع شده است و تاکنون هم ادامه دارد

 

have known Flip for ten years.

فلیپ رو 10 سال است که می شناسم.

Maria has lived in Manchester since 2002.

ماریا از سال 2002 در منچستر زندگی کرده است.

صحبت درباره تاثیرات مربوط به زمان حال چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است

A: How much should I pay, sir?

B: 20 dollars

A: Oh my God, I can’t find my wallet, I think I have lost it.

چقدر باید بپردازم آقا؟

20 دلار

وای خدای من، نمی تونم کیف پولم را پیدا کنم، فکر کنم گمش کردم.

*در مثال بالا گم شدن کیف در گذشته اتفاق افتاده است و تاثیر مربوط به زمان حال آن این است که آن شخص نمی تواند پولی را که باید، بپردازد.

چیزهایی که تا الان تکرار شده اند

He has been to Spain three times.

او تا به حال سه بار به اسپانیا رفته است (او تا به حال سه بار در اسپانیا بوده است).

Marry and I have eaten at this restaurant several times.

من و ماری چندین بار در این رستوران غذا خورده ایم.

اعمالی که به تازگی به اتمام رسیده اند

نکته: برای این کاربرد زمان حال کامل اغلب قبل از اسم مفعول از just (به معنی همین الان) استفاده می شود.

have just finished work.

من همین الان کارم را تمام کردم.

She has just left here.

او همین الان اینجا رو ترک کرد.

در این کاربرد ما می توانیم از recently ( به معنی اخیرا، به تازگی) نیز استفاده کنیم.

I don’t know why I haven’t seen Alexander recently.

نمی دونم چرا الکساندر رو اخیرا ندیدم.

نکات مهم زمان حال کامل

  • از حال کامل برای چیزهایی که در گذشته در یک زمان نامعین اتفاق افتاده اند یا شروع شده اند استفاده می کنیم.
  • یکی از اشتباهات رایج در خصوص بکار بردن زمان حال کامل استفاده از کلمات و عباراتی مثل yesterday, last month, two years ago و غیره که تمرکزشان روی گذشته است می باشد، ولی تمرکز زمان حال کامل روی زمان کنونی است نه گذشته که تمام شده است. بنابراین از چنین عباراتی نباید استفاده کرد.

I have seen Reza yesterday.

She has sold her house two weeks ago.

ولی می توانیم از کلمات و یا عباراتی که اشاره به این نکته که هنوز چیزی تمام نشده است دارند استفاده کنیم

I haven’t seen Reza today.

من رضا رو امروز ندیده ام.

Brian has visited his family this week.

برایان این هفته از خانواده اش دیدن کرده است.

  • کلمات for و since در زمان حال کامل کمی گیج کننده هستند. از for موقعی استفاده می کنیم که بخواهیم به مدت زمانی که چیزی وجود داشته است اشاره کنیم. و since را زمانی بکار می بریم که بخواهیم به نقطه ای که چیزی در گذشته شروع شده است یا بوجود آمده است اشاره کنیم.

We have been friends since 2010.

ما از سال 2010 دوست بوده ایم.

He has worked in Italy for ten years.

او 10 سال در ایتالیا کار کرده است.

خروج

متن مقاله : Common jobs | تاریخ ثبت : 1397/06/17

مطاغل occupations
وجار
Carpenter
چ پًان
Shepherd
مىطی
Secretary
بىا
Mason
سرایذار
Janitor
طراح
Designer
آ ىَگر
Blacksmith
ض رُدار
Mayor
آضپس
Chef
طلاساز
Goldsmith
بقال
Grocer
مل اًن
Sailor
خلبان
Pilot
ساعت ساز
watchman
راوىذ Driver
م مُاوذار
Flight attendant
باربر تَل
bellhop
جاس سً
Spy
خذمتکار
maid
قػاب
butcher
م سًیقیذان
musician
گارس نً
Waiter
بازیگر
actor
وقط بردار
surveyor
جراح
Surgeon
ل لً کص
plumber
داير
Referee
عیىک ساز
Optician
متخػع
expert
پژي طَگر
researcher
دوذاوپسضک
Dentist
عکاس
photographer
اقتػاد دان
Economist
م ىُذس
Engineer
ريحاوی
clergyman
پیص خذمت
Servant
پلیس
officer
آرایطگر مرد
barber
ضاعر
Poet
آتص وطان
Fire fighter
پرستار
Nurse
ت یُ کىىذ Producer
معلم
Teacher
کمک خلبان
copilot
کارگردان
Director
فريضىذ Salesman
برقکار
electrician
گ یًىذ خبر
newsreader
واجی غریق
Life guard
رفتگر
dustman
حسابذار
accountant
کارمىذ
Clerk
مکاویک
mechanic
کارگر ساختمان
Construction worker
ضعبذ باز
Magician
واو اً
Baker
ضکارچی
Hunter
کفاش
Shoemaker
پستچی
Postman
داريفريش
Pharmacist
محیط ضىاس
Ecologist
مترجم
Translator
پرستار بچ Babysitter
گل فريش
Florist
معمار
Architect
ج ضًکار
Welder
سرباز
Soldier
خ اًوىذ Singer
مجسم ساز
Sculptor
جىگلبان
Forester
خطاط
Calligrapher
گسارضگر
Reporter
تاجر
Merchant
تلفىچی
Operator
يکیل
Lawyer
قاضی
Judge
سبسی فريش
Green grocer
ضیط بر
Glazier
غ اًظ
Diver
و یًسىذ Writer
مربی يرزضی
Coach
کطايرز
Farmer
تعمیرکار
Repairman
سگ گردان
Dog walker
ريزوام وگار
Journalist
کتاب فريش
Bookseller
کلاوتر
Sheriff
دلال ب رًس
stockbroker
کطیص
Priest
دربان
Doorman
سفالگر
Potter
گ رًکه
Gravedigger
باغذار
Gardener
پارکبان
Park ranger
آمارگیر
Actuary
دستفريش
Vendor
رياوطىاس
Psychologist
وقاش
Painter
غىذيقذار
Cashier
ما یَگیر
Fisherman
دامذار
Stockman
خیاط
Tailor

خروج

متن مقاله : English Idioms | تاریخ ثبت : 1397/06/17

His/Her cake is dough: دستش نمک نداره

I felt like a fool: سنگ رو یخ شدم

We have a lot of in common: ما باهم تفاهم داریم

Eat my heat off: مخمو خوردی

I was shame stricken: از خجالت آب شدم

I’m in tip-top shape today!: من امروز توپ توپم

I’m sick of it: حالم از این وضعیت بهم میخوره

Keep your head: دست و پات رو گم نکن

I’m not in a good mood: حال و حوصله ندارم

You were sublime: کارت حرف نداشت

I stand by what I did: پای کاری که کردم وایمیسم

You’re over the hump: سربالایی رو گذروندی

You heard me: درست شنیدی

You are adorable: خیلی دوست داشتنی (قابل ستایش) هستی

It’s impressive: قابل تحسینه

Pull the other one: خالی نبند

Don’t pick on me: به من گیر نده

Don’t look the other way: خودتو به اون راه نزن

Are U happy or married?: مجردی یا متاهل؟

The rest is history: باقیش رو خودت می دونی

I don’t blame you: سرزنشت نمی کنم

He/She drives me crazy: رو اعصابم راه میره، دیوونم کرده

Have you chicken out already?: هیچی نشده جا زدی

I’m still finding my feet: تازه دارم به ان عادت میکنم

Knock on wood: بزنم به تخته

You don’t have to settle: نباید جا بزنی

Don’t you talk back to me: (جواب منو نده (حاضر جوابی نکن

where are you off to in such a hurry?: با این عجله کجا می ری؟

It’s along story: این قصه سر دراز داره

Happy go lucky: سر به هوا

there isn’t a cat in hell’s chance: یه ذره شانس هم نداشتن

She doesn’t even cough without her father’s permission: بدون اجازه پدرش حتی آب نمی خوره

none whatsoever: به هیچ وجه

It’s beyond your dignity: دور از شان شماست

Pull the rug from under somebody: زیرآب کسی رو زدن

To hold someone dear: لی لی به لالای کسی گذاشتن

My mother hold my brother dear: مادرم برادرم را لوس میکنه یا لیلی به لالاش میذاره

It was brutal: خیلی بی رحمانه بود

How dare you?: چطور جرات میکنی این حرف رو بزنی؟

The sea is full of other fish: آدم قحطی نیست

Your number is up: کارت تمومه

as white as a sheet: رنگت مثل گچ سفید شده

Shake a leg!: یالا،عجله کن

I am singlehanded: دست تنهام

I had fortune on my side: بخت یارم بود

Come clean: صادق بودن

Let sleeping dogs lie!: پا روی دم شیر نذا

Leave it to me: همه کارها رو به من بسپار

Such a guy!: !این دیگه کیه! / عجب آدمیه

So unobservant: خیلی بی توجهی

Drag one’s feet: این پا اون پا کردن، لفت دادن

If you keep dragging your feet, you’ll miss the train: اگه لفتش بدی، قطارو از دست میدی

Worse comes to worst: دیگه بدتر از این نمیشه

I know it from A to Z: من از تمام ماجرا باخبر هستم

Truth hurts: حقیقت تلخ است

That’s so annoying: (واقعا آزار دهنده س (ضد حاله

Keep in the picture

‌در جریان امور قرار دادن

Never say die

به دلت بد نیار

power to you

or

more power to your elbow:خدا قوت

on the tip of my tongue

نوک زبونمه

Eat your word

حرفتو پس بگیر

Don’t rub it in

اینقدر به رخ ما نکش

to be snake in the grass… موذی (به قولی موذمار) بودن

He/She looks proud

طرف خودشو میگیره

under someone’s thumb گوش به فرمان بودن

set the world on fire شاخ غول راشکستن He/She has a big mouth او دهن لق است Get out of my face Or Get out of my sight از جلوی چشمم دور شو I take it as it comes (هر چی شد،شد (هر چه بادا باد Pull strings پارتی بازی کردن I am all eyes چهار چشمی مراقب هستم Fancy meeting you چه عجب از این طرفا You’re on قبولت دارم let bygones be bygones گذشته ها گذشته digin…. بزن تو رگ You make me sick حالمو بهم میزنی let me see the john میخوام برم دست شوی It’s all up with him/her آب از سرش گذشته Tit for tat این به اون در cost an arm and a leg…..خیلی گران It’s my treat (نوبت منه (که حساب کنم High Five or Up Top بزن قدش

I wish the best for you

بهترینها رو برای شما آرزو می کنم

I wish you many years of happiness

سالهای شاد بسیاری را برای شما آرزو دارم

Heartiest congratulations

صمیمانه ترین تبریکات

as easy as ABC

it’s a piece of cake

It’s duck soap

براحتی آب خوردن

my hands are tied

دست و بالم بسته

hit the roof

از کوره در رفتن

Pig Out

زیاد خوردن و سریع خوردن

Pedal to the metal

با تمام سرعت رفتن مخصوصا هنگام راندن ماشین

I buy it

من قبول دارم

وقتی کسی چیزی به شما میگه و شما باهاش موافقی میشه از این استفاده کرد

Top of the World

بهتر از این نمیشم

you’re on your own

خودتی و خودت

Let it go

بی خیالش شو

you’re a complete idiot

تو یه احمق به تمام معنا هستی

you’re crowding me

داری باعث میشی سردرد بگیرم

This is the limit

دیگه شورش در اومده

I misjudged you

دربارت اشتباه میکردم

Hit the bricks

بزن به چاک

Make a big deal about something

از کاه کوه ساختن

It was so gross

خیلی خفن بود

jack of all trads and master of none

همه کاره و هیچ کاره

walk on eggs

ریسک کردن

Back down

از خر شیطون پایین بیا

It’s apples and oranges

هر کسی بجای خودش

easy come easy go

باد اورده را باد میبرد

under a cloud

مظنون بودن- مورد بد گمانی بودن

to stab one’s in the back

از پشت خنجر زدن

Fair weather friend

رفیق نیمه راه

Long story short

خلاصه کنم

Get to the point

برو سر اصل مطلب

They are a perfect match اونا خیلی به هم میان

Don’t get fresh with me پررویی نکن

That’s good stuff چیز خوبیه

Tie the knot ازدواج کردن

Kick The Bucket مردن

stick to your guns روی حرفت وایسا

keep your back covered کار از محکم کاری عیب نمی کنه

i am of a quiet few friend من بیشتر از اونچه که فکر میکنی دوست دارم

Have fun for me بجای منم خوش بگذرون

Let me have my say! بذار حرفمو بزنم

You have my word بهت قول میدم

business is business حساب حسابه کاکا برادر

I salute you درود بر شما

He/she is cold fish ادم بد عنقیه

I can handle it می تونم از پسش بر بیام

I’m gonna level with you می خوام باهاتون روراست باشم

Do your best تمام تلاشت رو بکن

I’m starving بدجوری گشنمه

I wasn’t born yesterday موهامو تو آسیاب سفید نکردم

call the shots حرف اول زدن

Don’t be a drip لوس نشو

I have extra mouth to feed یه شکم دیگه رو هم باید سیر کنم

sound fair? منصفانه است؟

Make a hole راه رو باز کنید

Get rid of him/her از شرش خلاص شو

Damn straight کاملا درسته

cut it out تمومش کن

break it up تمومش کن

curiosity killed the cat فضولی موقوف

catch my eye چشممو گرفت

It’s not my taste باب میلم نیست

have your cake and eat it : هم خدا هم خرما را خواستن

Play it cool خونسرد رفتار کردن، عادی رفتار کردن

You’re a disgrace تو مایه آبروریزی هستی

What’s done is done کاری که شده دیگه شده

your guess is as good as mine منم به اندازه تو می دونم

Their defense was found wanting. (be found wanting) : به اندازه ی کافی خوب نبودن / خیلی مناسب نبودن

برات آرزوی موفقیت می کنم I cross my fingers for you

هر کس و ناکسی می دونه every Tom dick and Harry knows طرف دستش کجه he has got sticky finger جو گیر نشو don’t carrid away سوختن و ساختن Bite the bullet زندگی رو چرخوندن (اقتصادی) make ends meet سراپا گوشم I’m all ear بلا نسبت دوستان present company excepted هندونه زیر بغل کسی گذاشتن lay it on چشماتو درویش کن evert your eyes آس و پاس شدن. دار و ندار خود را باختن LOSE ONE’S SHIRT خربزه خوردن و پای لرز نشستن FACE THE MUSIC خون دل خوردن Bite the bullet خودخوری کردن Beat up on yourself ایول، دمت گرم Right on

Ok, now give!   …………….………….…………خوب بنال ببینم!

I’ll teach you!   ……….….………..…….حالا بهت نشون میدم!

Quite a party!   …………………….…………عجب مهمانی ای!

It was heaven!  …..…….…………….……………….محشر بود!

There is a dear!  …………….……..………..….…..قربونت برم!

Mind how you go!  …….………….………مواظب خودت باش!

My foot!  ………..………….…چه مزخرفاتی! ، چه جفنگیاتی!

It’s a matter of sink or swim!  ….مسئله ی مرگ و زندگی است!

Be quick about it!  …………….………..…………….لفتش نده!

Sugar!  …………………………….…………………….گندش بزنن!

Hang him!  …………..…………….…………………….گور پدرش!

Don’t pick on me!  ………………….…………………….گیر نده!

Like fun!  …………….……………! تو گفتی و من هم باور کردم

After a fashion ……….……..….…………..همچین بگی نگی!

Go for it!  ……………………..….بگیرش! ، ولش نکن! ، بزنش!

You can’t milk a bull …………….هی میگم نره میگه بدوش!

That’s the end! …………………..………… همینو کم داشتیم!

Over my dead body!  ………..…………………….کور خوندی!

He’s slow on the draw!  ………….………دوزاریش کج است!

It’s all over and done!  ……..………….……..کار تمام است!

The die is cast!  ………….……..……………کار از کار گذشته!

It’s all a fiddle!  ………….……………… همه اش کلک است!

Don’t rub it in!  ……..……………………اینقدر به رخ ما نکش!

I see ………………………………………………………..که اینطور!

What’s cooking!  ………………….………….………قضیه چیه؟!

I stand corrected.  …………….اشتباه خود را قبول می کنم!

He’s not all there!  …………….……سیمهایش قاطی است!

I swear it!  ………………………….…………..قسم می خورم!

That’s a good fun!  ………………….……….قصه ی قشنگیه!

Mark my words! ……یک روز خودت می فهمی! یادت باشه!

Cross my heart!  …………..!به شرافتم قسم! این تن بمیره

He’s not the man for that!  ………………….این کاره نیست!

Point taken!  …………………………………….………قبول کردم!

Use your loaf!  ……………..……………کله ات را به کار بینداز!

Go fly your kite!  ……….…………..سرت به کار خودت باشه!

Please yourself!.. هر کاری دلت می خواهد بکن، به من چه!

None of your cheek!  …..………….فضولی اش به تو نیومده!

Steady!  …………………………..………….حرف دهنت را بفهم!

Your wish is my command……..…….……شما امر بفرمایید!

You’re a one!  …………………..………عجب ناقلایی هستی!

I’m not a mind reader!  ……….…………علم غیب که ندارم!

None of your concern!  ……………………….فضولی موقوف!

That’s torn it!  ………………..……………همه چی ضایع شد!

Don’t ride the high horse!  ……..….از خر شیطان پیدا شو!

Forget it!  …………………….……………شد که شد به جهنم

Hop in!  ………………………….……………سوار شو!  بپر بالا!

Our eyes met!  ………….……………چشمانمان به هم افتاد

The deal fell through معامله جوش نخورد

Drop the ball :‌ اشتباه کردن و در مسولیت خرابکاری کردن

Run along ! : برو پی کارت / بروید پی کارتون

It is good fishing in troubled waters. :‌ از آب گل آلود ماهی گرفتن

I am on my beam-ends till Friday. (on your/its beam-ends) : در مضیقه / بی پول

Two brothers are as different as chalk and cheese. (Also : like chalk and cheese) : کاملا متفاوت بودن

be at a loss to do sth/for sth : در برابر انجام کاری درماندن/عاجز شدن

He will be up and about / up and doing in no time. : سلامت خود را بازیافتن / حال کسی خوب شدن

He blew hot and cold. : مردد/دودل بودن – این پا و آن پا کردن

to cement their relationship/ محکم کردن رابطه

What’s the matter? Cat got your tongue? موضوع چیه؟ موش زبونت رو خورده؟ – چرا حرف نمی‌زنی

put/bring an end to yourself/your life/it/ sth : خود را کشتن

your head is in the clouds. ( have your head in the clouds) : در ابرها سیر کردن / تو عالم هپروت بودن / دل و فکر جای دیگری بودن

His latest movie looks set to break new/fresh ground. : کار نویی کردن / ابتکار کردن

thin on the ground : ‌ محاوره : کمیاب/نایاب بودن thick on the ground : محاوره : فت و فراوان بودن ( Also: a dime a dozen [American English informal] / [British Equivalent] ten a penny)

Here is the list of names, for what it’s worth. : محاوره : خوب یا بد / دعست یا غلط / بدرد بخور یا نه

stand/keep/hold your ground : ‌تسلیم نشدن / عقب ننشستن / کوتاه نیامدن / سر حرف و تصمیم خود ایستلدن

play a prank on sb : کسی را فیلم کردن / کسی را دست انداختن

a bird in the hand (is worth two in the bush) : سیلی نقر به از حلوای نسیه

pop it out! بگو دیگه

There are limits to my tolerance: ظرفیت من هم حدی داره

I was pleased to see the back of him ! : آخش رفت / از شرش خلاص شدیم ( be glad/sorry/pleased … to see theback of sb/sth)

He is gone up in the world a bit since I knew him at college. : پیشرفت/ترقی کردن (go/come up) – come/go down : پس رفتن/تنزل کردن

What is the good/use of sth/hurrying? : فایده/حسن کاری/عجله کردن چیه؟

She’s fine now, but it was touch-and-go for a while. : موقعیت/ بیماری … : نامعلوم/نامشخص بودن

I’ll have my work out cut to get there by 9. : (have/get your work cut out) تقلا کردن /جان کندن

He thinks his life is coming apart at the seams. : در حال از هم پاشیدن

The meal was nothing special. : غذا معمولی بود/ جالب نبود

put your back into it/sth : تمام هم/نیروی خود را صرف کاری کردن * If we really put our backs into it, we could finish today.

There was no room for error / جایی برای اشتباه وجود نداره

head or tail    شیر یا خط

sth does sb a/the world of good : محاوره : برای کسی خیلی خوب بودن

sth be/rests on sb’s shoulders : مسول چیزی / کاری بودن

break the back of sth / the job : کمر چیزی را شکستن

occupy the middle ground between : میانه رو بودن sit/be on the fence :‌ بیطرف ماندن / دخالت نکردن

burn / raze sth (down) to the ground : ساختمان / شهر… :‌ با خاک یکسان کردن

why did you slam the door? /چرا اینقدر در رو محکم بستی؟

you are a curse/ آدم بدقدمی هستی

be in sb’s good books /// in sb’s bad/black books : مورد لطف . بی مهری کسی بودن

it’s just over my head/ چیزی به عقلم نمیرسه

there must be a diving point to all this/ حتما خواست خدا بوده

throw good money after bad : ضرر روی ضرر کردن / پشت سر هم پول باختن

I’m telling this for your own good/safety/benefit etc. : به نفع… خودت بودن

I’ve had your coat cleaned- It is (as) good as new now. ( Als like new) : نوی نو شدن / مثل روز اول شدن

be ay a loose end / be at loose ends : ول گشتن / بلا تکلیف بودن / بی کار بودن

clip sb’s wings : بال و پر کسی را چیدن / محدود کردن

Hang on ! I’ll be ready in half a minute/second. : فوری آماده شدن

go/drive/run like the clappers : مثل برق رفتن

cut the ground from under sb’s feet : نقشه های کسی را نقش بر آب کردن

It is no exaggeration to say (that) : اغراق نیست اگر بگم

know better than to do sth / … than that … : عاقل تر بودن / گول حرف کسی را نخوردن * He knows better than to judge by appearances.

give yourself airs / put on airs : فخر فروختن / خود را گرفتن

Fast bind fast find. : در خونت رو ببند همسایتو دزد نکن

Better be safe than sorry ~= مالتو سفت بگیر همسایه ات را دزد نگیر

how dare you question my decision?/ چطو جرات میکنی رو حرف من حرف بزنی؟

I have sympathy for him/ دلم براش میسوزه

It would be wise of you to do sth/ ….. به نفع شماست که

No snitching/ چغلی نکن

I love you, don’t ever doubt my sincerity/ من عاشقتم، به عشق و علاقه من شک نکن

Praise the lord/ thank god/ خدا رو شکر

I’ll go and eat dog food/ حاضرم به هر ذلتی تن در بدهم ولی این رفتار با من نشه

don’t get me wrong/ درباره من اشتباه برداشت نکن

Please give a warm welcome to sb/ یه کف مرتب به افتخار (یه نفر) بزنین

He is wet behind the ears دهنش بوی شیر میده

We all share in ur grief / ما همه در غم شما شریک هستیم

I’ll show you ! : تهدید:‌نشونت میدم / ثابت میکنم که

By virtue of the authority vested in me … : نظر به اختیاراتی که به بنده تفویض شده

gather/collect dust : خاک نشستن / گرفتن Her old trophies were collecting dust on the shelves.

be under house arrest : در خانه خود زندانی شدن و تحت نظر بودن

Nothing more occurs to me. : چیز دیگری به نظرم نمی رسد

This is not my idea of pleasure/fun/sth. : به نظرم این تفریح نشد Chocolate milk and a piece of cake is not my idea of dinner.

fall in love at first sight/glance :با یک نظر عاشق شدن

My treat ! : در خوردن و … :‌ مهمان من * Let’s go out to lunch – my treat.

the pleasure is all mine/ باعث افتخار و خوشحالی بنده است

he drove us in to it/ اون مارو تو این دردسر انداخت

how the hell are you?/ چطور مطوری؟(گویش خیابانی).ا

Not a peep out of you !: نفست در نیاد

huff and puff : هارت و پورت کردن

to the last gasp / breath : تا آخرین نفس

follow / carry out to the letter : نعل به نعل اجرا کردن

look fondly at sb : با نظر خریداری به کسی نگاه کردن

It is uppermost in my mind. : مد نظرم هست

Life is not always a bed of roses / a bowl of cherries. : زندگی همیشه بر وفق مراد نیست

Nature Calls (or Call of Nature) ….. باید برم دستشویی

Everything is coming up roses ” or “everything in the garden is rosy” …. همه چی مرتب و رضایت بخشه

Let Sleeping Dogs Lie …. گذشته ها گدشته، دوباره قضیه رو پیش نکش

look before your leap … گز نکرده پاره نکن (قبل از عمل فکر کن

Wot r u ,Eight ? بچه شدی !؟

you should have fought him back! باید جوابشو می دادی

I’d like to stand up for what I believe/ دوست دارم سر حرفم بایستم و ار اعتقاداتم دفاع کنم

you left me no choice/ دیگه راهی واسم باقی نذاشتی

stick to the subject/ از موضوع خارج نشیم

Take a hike/ برو پی کارت

I just happened to be there/ بر حسب اتفاق منم اونجا بودم

lets not bullshit each other./ بیا شرو ور تحویل هم ندیم

you have a way with him. رگ خوابش را بدست آوردی

it’s for grown ups/ این مال بزرگترهاست

to get some attention جلب توجه کردن

you should be proud of that احسنت/بارک الله/ تو باید به عملت افتخار کنی

sorry, I have a lot on my mind. خیلی افکارم مغشوش است

I’m in a good shape در شرایط خوبی هستم اقتصادی: وضع مالیم خوبه/ درسی: درسامو خوب خوندم/ ورزشی: رو فرم هستم

“I’ve got knots in my stomach ” or “My stomach is in knots about…” دلشوره داشتن

Cat got ur tongue? / گربه زبونتو خورده؟

Get it off your chest / خودتو خالی کن

go/fly off at/on a tangent :موضوع را عوض کردن / از این شاخه به آن شاخه پریدن

all the world and his wife : همه از بزرگ و کوچک و پیر و جوان * There was no escape on our beach holiday ! all the world and his wife were there !

call sth into play : به کار/راه انداختن

That is the way/how the cookie crumbles. : محاوره: آش کشک خالته / همینه که هست

It matters little. : چندان اهمیتی ندارد

Fine words fill not he belly. : با حلوا حلوا گفتن شکم سیر نمی شود

put/set/turn/give your mind to sth: تمام فکر و ذکر کسی چیزی بودن / تمام توجه کسی معطوف چیزی شدن

When good cheer is lacking, our friends will be packing. : فربون بند کیفتم تا پول داری رفیقتم

call / ئbreak a flag of true : اعلام / شکستن آتش بس

You need your head(s) examined. (Also : need to have your head(s) examined): محاوره: عقل کسی پاره سنگ برداشتن

Sorry I was dead to the world. : در خواب سنگین/عمیق بودن

He is loaded. : خیلی پولدار

The news spread like wildfire. :اخبار / شایعه : مثل برق/به سرعت پخش شدنش

I pity you if وای به حالت اگه

drop sb like hot potato مثل …. انداختنش بیرون

are you in game? پایه اش هستی؟

roll up your sleeves آستین بالا زدن در فرهنگ انگلیسی این کار یعنی با جدیدت مشغول کار شدن

peanut money:پول بخور و نمیر

You touch so much as one hair of my son’s head…… اگه یه مو از سر پسرم کم بشه

don’t breath a word. خفه شو

on the other hand به بیان دیگر

Money begets money.: پول پول را پیدا میکند/ درمی آورد

That sort of thing really gets (right) up my nose. : عامیانه: کفر کسی را درآوردن / کسی را کلافه کردن

Take/get the bit between the teeth //// pull socks up //// roll sleeves/trousers up : آستین همت را بالا زدن

jump with sb’s humor: با خلق و خوی کسی کنار نیامدن

She got the job under/on false pretences. : با ادعای دروغ و دوز و کلک

find favor with sb / find favor in sb’s eyes / win sb’s favor : محبت / نظر موافق کسی را جلب کردن /// مورد تایید کسی قرارگرفتن

Give sb a knuckle sandwich: با مشت زدن

put/lay your head on the block. ( Also: It’s my head that is on the block.) : ریسک کردن

Don’t hang up on me. I need to talk to you. : با عصبانیت:‌گوشی رو قطع نکن

Your guess is as good as mine. : منم بیشتر از تو در جریان نیستم / نمی دونم

What the heck: به جهنم (جهنّم ضرر

A stitch in time saves nine

کاری که سر وقت انجام داده بشه از کار بیشتر بعد ان جلوگیری میکنه

set/get/keep/start the ball rolling: کاری رو شروع کردن

He is barely on speaking terms with his father. : زیاد با پدرش خوب/جور نیست He was not on speaking terms with his brother or sisters.

have a soft spot for sb/sth : به کسی / چیزی علاقه داشتن

make mincemeat out of sb / قیمه قیمه کردن

Practise what you preach. : به آنچه به دیگران توصیه میکنی خودت عمل کن

They served coffee of a sort/of sorts. : قهوه دادند آن هم چه قهوه ای / مثلا قهوه

My heart quailed. : دلم ریخت

raise sb’s hackles / make sb’s hackles rise : خشم کسی را برانگیختن

Everything/Nothing is going/has gone right. : اوضاع روبراه بودن یا نبودن

blow/dash your OR sb’s brains out : کشتن با شلیک در سر

beat/rack/cudgel your brain(s) // beat your brains out : به مغز فشار آوردن

pin sb down : از کسی حرف کشیدن / از سنگ حرف کشیدن

fly/go out (of) the window : محاوره : از بین رفتن / بر باد رفتن / نقش بر آب شدن

He has a lot of pull. : آدم بانفوذی است

Be careful not to breathe a word. : حرفی نزدن

The police officer took down the car number. : افسر پلیس نمره ی ماشینو برداشت / یادذاشت کرد

My English is a bit rusty. : انگلیسی ام نم کشیده

she wears the pants in the house

خانه توسط خانوم اداره میشه

I’m feeling puny انگاری سرما خوردم

shoe makers son runs barefoot

کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره

matricide / patricide مادر کشی/ پدر کشی

to leap a head of pack :گوی سبقت را از رقبا گرفتن

ease sb into sth: به پذیرش چیزی ترغیب کردن ease out : وادار به ترک کردن

I’m a hard-liner تندرو ( از نظر سیاسی

I give you full marks for that. [ full marks to somebody (for something)]: نمرت بیسته / مرحبا / آفرین

‘How are things?’ ‘Fine! Couldn’t be better.’ : بهتر از این نمیشه

you don’t say! / You don’t mean that !: نه بابا، جدی میگی

He meant well. : منظورش / نیتش خیر است

like water off a duck’s back : انتقاد و اخطار و توبیخ هیچ تاثیری نداشتن

She took to dancing like a duck to water. (take to something like a duck to water): چیزی رو خیلی راحت یاد گرفتن

get somebody’s goat / get on sb’s nerves: اعصاب کسی رو داغون / خرد کردن

sweet old days :یاد اون روزا بخیر

Stop aging! پیر نشی

Don’t sell yourself short! خودت را ارزون نفروش

The other way round! دقیقا برعکس

swear by s.th = have faith in s.th سر چیزی قسم خوردن I know many people swear by it, but i can’t believe!

take a hike=sling your hook(BR infm)=برو گمشو

party is over when the fat lady dances !

وقت گل نی

I have a bone to pick with you

از شما گله دارم

we’re not out of the woods yet!=خطر هنوز کامل رفع نشده

chicks fight =دعوای زنانه

Eat high off the hog: غذای گران خوردن

In my humble opinion … : در نظر حقیر / اگر جسارت نباشد باید بگویم که

Peel out / punch it / floor it / put the the pedal to the metal : ماشین:‌گازشو گرفتن / سرعت گرفتن و دور شدن

Fall / drop in/into your lap : به آسانی بدست آوردن / دست کسی افتادن That job is great. I didn’t even apply for it. It just fell into my lap.

Never fear! / I fear not ! : Don’t worry نگران نباش

It’s none of your business اصلا به توربطی نداره

count your blessings. :‌ شکر کردن بخاطر چیزهایی که خدا به کسی داده و ناراحت نشدن بخاطر چیزهایی که نداده

Lose count (of Sth /Sb) : حساب چیزی ار دست دررفتن

be (well) versed in something : در امری کاملا وارد بودن He is well versed in the art of diplomacy.

have an ace up your sleeve : ورق برنده در آستین داشتن

Have got / wear sth inside out : لباسی رو برعکس پوشیدن

By no manner means (Also Not by any manner of means ) [ BRE spoken formal ] : به هیچ وجه من الوجوه

views / opinions / plans tec. carry much weight ( with sb ): اهمیتی / وزنی / اعتباری داشتن

U LOST ME=متوجه منظورت نمیشه، تو باغ نیستم

be cut out for sth = برای کاری یا چیزی ساخته شدن

Rock bottom prices = پایین ترین قیمت ممکن

Look blue = خیلی غمگین به نظر رسیدن

A dime a dozen = صد تا یک غاز

Put it on sb’s tab = به حساب کسی گذاشتن

Burst sb’s bubble = تو ذوق کسی زدن (کسی را نا امید کردن

Screw sth up = افتضاح بار آوردن-خرابکاری کردن

it will be a fether in your cap :هر گلی زدی به سره خودت زدی

she has a memory like an elephant:اون خیلی با هوشه

hit he jackpot: پول قلنبه ای به جیب زدن / لاتاری برن / قمار بردن

Live and learn. : زگهواره تا گور دانش بجوی / اطلبو العلم من المهد الی اللحد

So much foe that ! : این هم از این ! / این که از این

So much the better ! : چه بهتر

It wasn’t so bad as last time. : به بدی دفعه پیش نبود

Looks are deceiving =ظواهر فریبنده هستند

God helps those who help themselves. :از تو حرکت از خدا برکت

It’s not rocket science = مگه میخوایم موشک هوا کنیم! (کار شاقی نیست

Go blank = مغز کسی کار نکردن،یک مرتبه همه چیز را فراموش کردن

upon/on my word ! : به شرافتم سوگند / قول میدهم

Hackney mistress, hackney maid. : مادر ببیت، دختر بشناس

It doesn’t matter when you go. : هر وقت بروید رفته اید / مهم نیست کی بروید

A propitious/favorable breeze/wind : بار شرطه / موافق ای باد شرطه برخیز / باشد که باز بینیم دیدار آشنا را

Call in sick : مرخصی گرفتن با زنگ زدن به محل کار بعلت بیماری شدید

At a price : خیلی گران/ به قیمتی گزاف /// You can buy strawberries all year round, but at a price

drive/send sb up the wall/out of their mind :محاوره :‌کسی را دیونه / پاک عصبانی کردن

I need sb / sth like a hole in the head. : هیچ نیازی به کسی / چیزی نداشتن

I don’t give a rat’s ass about it(not polite):من به ان اهمیتی نمی دهم

money doesn’t grow on trees =پول که علف خرس نیست

extension lead: سیم سیار

No offence? = دلخور که نشدی؟

I set you up = گولت زدم

Keep me out of this = منو قاطی این ماجرا نکن

Ruffle sb’s feathers :کسی را برآشفتن

Be up the (shit) creek without a paddle. ( not polite) : عامیانه : تو مخمصه بودن

He is (as) good as gold. :مثل یه دسته گل بودن / خوب بودن / خوب رفتار کردن

be tearing your hair out (BRE) : بشدت کفری بودن / خود را جر دادن I’ve been tearing my hair out trying to get done in time.

You could have knocked me down with a feather. : از تعجب خشکم زده/ماتم برده بود /// دهانم وا مانده بود

not take/pay a blind bit of notice : هیچ توجهی نکردن / گوش کسی بدهکار نبودن

not take/pay a blind bit of notice : هیچ توجهی نکردن / گوش کسی بدهکار نبودن

clam up: محاوره : حرف نزدن / دم نزدن / ساکت ماندن

a cog in the machine/ wheel : کسی مهره ی ناچیز در دستگاهی بودن

The exam was much harder than I had bargained for. : سختتر از انتظار ما بودن

He was always the odd one out at school. (the odd man/one/woman out) : با دیگران فرق داشتن

drive sb to distraction : تا حد جنون و دیوانگی کسی را اذیت و ناراحت کردن

Chances are slim: هیچ شانسی نیست

Carry the can (for sb/sth) ///// be left holding the bag/baby :به آتش دیگری سوختن / بخاطر دیگری سرزنش شدن

What a hothead ! :آدم عجول

He’s always flashing his money around. : پول و چیزی را به رخ کسی کشیدن (Also Show sb/sth off)

You are such a slowcoach (BR) / slowpoke (AME).: فحش و محاوره : آدم تنبل / فس فسو

get on the wrong/right side of sb :کسی را ناراحت / خوشحال کردن * I wouldn’t like to get on the wrong side of her.

rags to riches : از فرش به عرش رسیدن

rolling in money : تو پول غلط زدن

Contraries do not meet! کوسه و ریش پهن

Spend money like Water!مثل ریگ پول خرج کردن

Good old days : یادش بخیر

There’s no time to spare: وقتی برای تلف کردن نداریم

It’s your concern =مشکل خودته

The blame falls on me = تقصیر منه

Get / grow / become maudlin : احساساتی شدن / گریه کردن

I got into a rear-ender on the way to work. (rear-ender) : تصادف ماشین: از پشت به ماشین دیگه زدن

He / She / It ain’t all that. : همچین آش دهن سوزی هم نیست OPP. : He thinks he is all that.= to be very impressive or attractive

I saw the police coming and legged it down the road. (leg it) : محاوره : دررفتن / فرار کردن

on the same wavelength زبان هم را خوب فهمیدن،هم فکر بودن

i am as i am

همینم که هستم

wheels within wheels:کاسه زیر نیم کاسه

barking dogs seldom bite= از آن نترس که های وهوی دارد از آن بترس که سر به توی دارد

“Nobody blames you.” “I should hope not.” : نگران نباش کسی بخاطر اشتباهت شماتت نمیکنه. امیدوارم نکنند

We shall never hear the last of this. : حرف در این باره تمامی ندلرد / این قصه سر دراز دارد

I’ll do it if it is the last thing do. : اگر سرم هم برود این کار را می کنم

life is dealing and willing =زندگی بده بستونه

excuze me for my french: بی ادبی من رو ببخشید

pay lip service شعار دادن ، حمایت تو خالی کردن

Pleas exuse my back ببخشید پشتم به شماست

I am pulling your leg: دارم باهات شوخی‌ می‌کنم

Poor by condition, rich by ambition هر میمونی زشت ترست ، بازیش بیشتر است

Put it down to bad luck اینو به حساب بدشانسی بگذار

first come , first served: آسیاب به نوبت

make sense : منطقی به نظر می رسد

what a chick بچه پررو

You blew it خیت کاشتی

Go fly a kite برو پی کارت

rest assured:خیالت راحت باشه-مطمن باش

as God is my witness :خدا شاهد

Beyond of all doubt. تردیدی نیست

nation of Zombies!ملت بی خیال

he was already living on borrowed time. عمری دوباره از خدا گرفته

at precisely 11 am: راس ساعت یازده صبح

heart- wrenching! جگرسوز

I was about about to die! داشتم می مردم

To Him we shall return!بازگشت همه به سوی اوست ، انا الله و انا الیه راجعون

you are at the see:یعنی تو تو باغ نیستی

Pass the buck گردن کسی انداختن

I had a wonderful opportunity, but I muffed it فرصت‌ بسیار خوبى‌ داشتم‌ ولى‌ خیطى‌ بالا آوردم

A shifty character / An artful person : آدم هفت خط

No way:عمرا -بی خیال

honest mistake:اشتباه غیر عمدی

home wrecker :خونه خراب کن

It’s no use crying over spilled milk آب رفته به جوی باز نمی گرده

It is like talking to a brick wall.: مثل اینکه دارم با شما حرف میزنم! / انگار دارم با دیوار حرف میزنم

once in a blue moon : خیلی به ندرت

tell tale : زیراب زن

Two wrongs don’t make a right. :بدی رو با بدی جواب نده / نباید جواب داد

You are telling me !: محاوره: یعنی خودم نمی دونم! / می خوای بگی خودم نمی دونم

It’s difficult to digest!درکش خیلی سخته

Alas for me!خاک عالم بر سرم

Good for ill —> هرچه باداباد ، هرچه می خواهد بشود

let the cat out of the bag=دسته گل آب دادن

marked time=

the tongue of blame! زبان طعنه

act your age : مطابق سنت رفتار کن

are you shitting me ! !بچه خر میکنی

What a pity !چقدر حیف

Don’t let on that!! موضوع رو لو نده

knock/hit sb for six: کسی را بیچاره کردن / کسی را از پا درآوردن

bide your time : منتظر فرصت بودن

It’s a real turn-up for the book(s). : این رو باید تو تاریخ ها نوشت / عجب رویدادی

My heart bleeds for sb: دلم برای کسی کباب شدن

His name/memory lives on. : یاد و خاطره …. باقی ماندن

“What’s for dinner?” “Wait and see.” : دندون رو جیگر بذار

You are/get too big for your boots. : خیلی مغرور بودن

ave/get sth under your belt: با وجود/ با…سال تجربه/ با…که زیر سر دارد

at cross purposes : با مقاصد/اهداف مختلف

I’m going to bed.I’m wiped/wiped out/pooped (out)/exhausted. : خیلی خسته بودن

make no bones about (doing) sth: تردید بخود راه ندادن / ملاحظه ی هیچی رو نکردن

are you itching for trouble?تنت میخواره

pull the rug/carpet (out) from under sb’s feet : محاوره:پشت کسی را خالی کردن / جمایت خود را از کسی دریغ داشتن

count your blessings that she’s not pregnant.برو خدارو شکر که حامله نیست

What’s with you? / What’s bothering you? / What’s eating you?: چرا ناراحتی؟ / چی شده؟

-Is there any gravy left? -sorry! fresh out! چیزی از آب گوشت مونده؟ – شرمنده همین الان تموم شد

I think that boy, second to the last was mulatto.گمونم پسره یکی مونده به آخری دورگه باشه

I’m not your beck and callمن غلام حلقه به گوشت نیستم

It serves you right! !وقتی اتفاق بدی واسه طرف مقابلت افتاده باشه) حقته

I’m your man= you can count on me: میتونی رو من حساب کنی

friend in need is a friend indeed: دوست آنست که گیرد دست دوست در پریشان حالی و افسردگی

He that endureth to the end shall be saved. (old) : پافشردی بردی

any one knows the translation of this idiom? خدا خر می شناخت که شاخ بهش نداد

Tom’s first marriage to Stella is ancient/past history. : گذشته ی فراموش شده

I’ll finish digging that hole tomorrow,Jack. Right now, I am all in. (be all in) : خسته و کوفته

you can not get blood from a stone/turnip: روغن از دستش نمی چکه

You are wearing well-only a few grey hairs ! : خوب ماندن

chance your arm/it ///// take the plunge/a risk : محاوره : دل بدریا زدن

You look fishy مشکوک میزنی

Keep your shorts/pants on : هل نکن بابا اومدم

to draw blank : به یاد نیاوردن

be a sitting duck : هدف آسونی بودن

For good measure : کار از محکم کاری عیب نمیکنه

You are in way over your head : خیلی دیگه از حدت جلوتر رفتی

To be no match for someone : درمقابل کسی جوجه بودن

Toot one’s horn : از خود تعریف کردن

Chew the cud: کار بیهوده انجام دادن، سماق مکیدن

Pull the curtain on sth : چیزی رو تمام کردن

Weakest dogs bark the loudest : میمون هرچه زشت تره ادا هاش بیشتره

I was embarrassed to death از خجالت مُردم

Thank you for pointing that out ……….. ممنون که به این نکته اشاره کردید

if my mind serves me right: اگر ذهنم یاری کنه some things slipped in my mind: I forgot some things some thing slipped my attention: از چشمم دررفت stick some things in your mind: بعضی چیز ها را به خاطر بسپار

boill it down:خلاصش کن

goes (right/clean) out of my mind:پاک یادم رفت

you’re born to do this: واسه اینکار ساخته شدی

he’s not into you:ان به تو علاقه ای نداره

NOw you know:حالا که فهمیدی (وقتی کسی میگه من نمی دونستم

Don’t let him persuade you – stand / keep / hold your ground: سر حرف و تصمیم خود ایستادن

be in convulsions : خنده ی روده بر کننده

It was a relief : دلم خنک شد

alls well,that ends well:جوجه رو آخر پائیز میشمرند    آن خوش است ای جای که فرجامش خوش است

lets go dutch=هر کس سهم خودش را بدهد

dont make a fib!= خالی نبند

I’ve had it up to here ! : به اینجام رسیده است

by/from all accounts : بنا بر عقیده ی عموم

give sb a kiss of life : mouth-to-mouth resuscitation تنفس دهان به دهان

The tide turned. / turn the tide : بخت برگشتن

present company excepted(excluded) = بلا نسبت حضار، به استثنای حضار

What brings you here از این طرفا؟!؟

He is as green as grass هنوز بچه است/هنوز خام است

be on the last leg: قراضه شدن

Something went to dog……فلان چیز به فنا رفت

he always has s.th on his sleeve:همیشه یه چیزی تو چنتش داره

fasten the lace:بند کفشتو ببند

You have got a nerve! واقعاً خیلی رو داری

No waves are made آب از آب تکان نمی خورد

Come off it! ول کن بابا دست بردار چرت نگو

Rock your body بجنبون

Give in تسلیم شدن ،از پا درامدن

Short and sweet مختصر و مفید

Don’t take my words to your heart.حرفم و به دل نگیر

You can say that again!

!قربان دهانت !آی گفتی !آره والا !با حرفت صد در صد موافقم

Her promises failed to materialize. وعده هایش جامه ی عمل نپوشید

New things are gay. نو که آمد به بازار، کهنه شود دل آزار

Make yourself at home اینجا رو منزل خودتون بدونید

You mean a world to me

تو برای من یک دنیا ارزش داری

جملاتی برای گفتن شب بخیر Good night Sleep tight see you in the morning light

I haven’t got a bean آه در بساط ندارم

why don’t u pop in? (to visit,to g0 somewhere for a sh0rt time) چراسری نمیزنی؟

Well behavior and debonair human is really beautiful انسان خوش رفتار و متمدن واقعا زیباست

Dog days of summer گرم ترین روزهای فصل تابستان

i’ll beat myself up about it 4ever تا ابد بخاطرش خودمو سرکوفت

Albert Einstein

The ladder of success is never crowded at the top بالای نردبان موفقیت هرگز شلوغ نیست

Better to ask the way than go astray. پرسیدن عیب نیست،‌ ندانستن عیب است

He’s a bag egg: آدم بدطینت و بی صداقت

Hen-pecked husband مرد زن ذلیل

I respect my wife’s views, but i’m not a Hen-pecked husband

It’s not my cup of tea: ;;;;;;;;;;;; چیزی نیست که من بهش علاقه داشته باشم

All cats love fish but hate to get their paws wet هر گربه‌ای ماهی را دوست دارد اما از اینکه پنجه اش خیس شود بیزار است

After a storm comes a calm بعد از خشم پشیمانی است

Everyday is a new beginning هر روز یک شروع دوباره است

A picture is worth a thousand words تصویر از هزاران جمله گویاتر است

Actions speak louder than words صدای عمل رساتر از حرف است (به عمل کار برآید به سخندانی نیست

Absence makes the heart grow fonder دوری باعث علاقمندی می شود (دوری و دوستی

Take a leaf from someone’s book : از کسی سر مشق گرفتن

To shout at the top of one’s lungs, با صدای بلند فریاد زدن

your wish is my command شما امر بفرمائید

to bear too much bare handed…….با یه دست چند تا هندونه برداشتن( چند کارو باهم انجام دادن

Follow your nose راه را بگیر و راست برو

He has a chip on his shoulders… اون آدم عقده ای است

eat humble pie به غلط کردن افتادن he ate the dirt به غلط کردن افتاد

Conscious pangs: عذاب وجدان

I can keep you up:میتونم درکت کنم

Push someone around : حق کسی را خوردن

My way is highway:حرف حرف خودمه

drive sb crazy: کسی را سخت عصبانی کردن

on impulse بدون فکر،همین طوری

مُچتو گرفتم: I catch your red hand Caught your red handed

Cheat on sb:به کسى خیانت کردن

keep one’s fingers crossed :برای کسی آرزوی موفقیت کردن

Fork it on! = رد کن بیاد

nosey parker فضول باشی non of your cheek! non of your jaw! non of your concern! فضولی اش به تو نیامده، فضولی موقوف

Necessity is the mother of invetion=احتیاج مادر اختراع است

May it always remembered!یادش بخیر

kiss/marry the gunner’s daughter : به توپ بسته شدن و تازیانه خوردن : تو فیلم های دزدان دریای

keeping up with the jones.با آخرین مد گشتن

burn your fingers // get your fingers (badly) burned/burnt : چوب عمل خود را خوردن

make a (real) pig’s ear (out) of sth : محاوره : (کار/طرح) خراب کردن / افتضاح کردن در

have/make/take a stab at (doing) sth : تلاش برای انجام کاری و اغلب ناموفق

How time flies ! : چه زود گذشت / انگار دیروز بود

court danger/death/disaster …. : به استقبال خطر /…. رفتن

Thoughts are free. (proverb) : اول اندیشه وانگهی گفتار ( Look before your leap.)

He won the lottery and he is really sitting pretty. [be sitting pretty] : در بهترین شرایط قرار داشتن

know a thing or two (about sth) : از کاری سر رشته داشتن

have aد inkling of sth : احساس همدردی کردن / از چیزی تصور مبهمی داشتن

impugn sb’s honesty : زیر سوال بردن درستی کسی

keep sb in the dark (about sth) : کسی را بیخبر نگه داشتن

That can’t be bad ! : ای بدک نیست

ram/force/thrust sth/ideas down sb’s throat : مطلبی یا چیزی را به کله ی کسی فرو بردن

no haggling! چانه نزنید

i aint got no use for it به درد من نمی خوره، مورد استفاده من نیست

Get off my back __ دست از سرم بردار

“there are not in line” آبشون توی یه جوب نمیره

He is giving me a hard time: روزگار منو سیاه کرده

I am what i am, whats it got to do with you? همینم که هستم، به تو چه؟

“play hookey from school” دزدکی از مدرسه در رفتن

“im not ready for drastic to help” پیری نیستی که مراد بدی

“keep me laughing on a boat” ما رو کشت از خنده

“mark my word” به حرف من برس

Not be worth a damn به لعنت خدا نیرزیدن,مفت گران بودن Ex: his promise is not worth a damn thing!

Have a clear conscience وجدان آسوده داشتن/وجدان راحت داشتن Ex: I was able to answer his questions with a clear conscience.

never judge a book by its colour!هرگز از روی چهره قضاوت نکنید

“you get what you deserve!” هرچی لایق باشی میگیری

There is no room for complacancy: موردی برای غرور و خودپسندی نیست

both fun & game هم فاله هم تماشا

i’m at his throat می خواهم سر به تنش نباشد

to look women as a commodity –>به زن به چشم یک کالا نگاه کردن

whose side are you on? طرف کی هستی؟

it’s beyond my wit عقلم قد نمی دهد

help yourselves:از خودتون پذیرائی کنید

hungry as a wolf=روده کوچیکه روده بزرگه رو خورد

If I get my hands on him; اگه دستم بهش برسه

He is not my cup of coffee!!اون در حد من نیست

Gangway ! (spoken / interjection) : راه بدید / راه رو باز کنید

This story went over big with my kids. : تاثیر خوب گذاشتن / موفق بودن

It doesn’t add up. : داستان و … : جور درنیامدن / معنی ندادن

take a tough line on/with sb/sth : punish severely با کسی برخورد جدی کردن

Do you like travel? who wouldn’t?چه کسی دوست نداره

Promise someone the earth or moon __ وعده سرخرمن به کسی دادن

to work one’s tail off = خیلی سخت کار کردن

To be down to earth __ خاکی و فروتن بودن

Even if it rains or shine __ به هر قیمتی که شده کاری را انجام دادن

Don’t meddle yourself in my own affairs__ توکار من دخالت نکن

words fail me. : زبانم قاصر است [spoken : I … words fail me.]

swimming is his meat او عاشق شنا کردن است

man proposes, God disposes انسان درخواست میکند و خدا میبخشد

you can’t whitewash the history : ننگ با رنگ پاک نمی شود یا نمی تونی گذشته رو ماست مالی کنی

در این شغل توجه به جزئیات ضروری است. Attention to detail is essential in this job

don’t beat around the bush! حاشیه نرو

there is no living soul here: اینجا پرنده پر نمی زنه

words lead to words: حرف حرف میاره

fork it out ! رد کن بیاد

Let him/her wait till the cows come home بگذار آنقدر بایستد تا زیر پایش علف سبز شود

what’s the damage? چقدر شد؟/چقدر آب میخوره؟

while the cat’s away, the mice will play موش که چشم گربه را دور ببیند دم در میآورد

It was stifling in there; I was glad to get out. اونجا خیلی خفه بود خوشحال شدم که بیرون آمدم

every tide has its eb زندگی فراز و نشیب داره

Don’t look a gift horse in the mouth دندان‌های اسب پیشکشی را نمی‌‌شمارند

i was at my wits’ end عقلم به جایی نمیرسید

to err is human بشر جایزالخطاست

men are all cut from the same cloth مردها سرو ته یه کرباس اند

to pester on sb کنه شدن

my advice to him was like water off a duck’s back پندهای مرا از یک گوش شنید و از گوش دیگر در کرد

Cool as a cucumber آرام و خونسرد بودن My friend was cool as a cucumber when he was presented with an award

Thanks all the same در هر صورت متشکرم

JUMP THE GUN انجام دادن کاری یا گفتن چیزی پیش از زمان خودش

My uncle dropped off a Christmas present for me early and I couldn’t wait to open it so I jumped the gun and opened it early

Stop playing innocent خودت رو به موش مردگی نزن

Better a bare foot than no foot at all بهتره که پا برهنه باشی تا اینکه کلا پا نداشته باشی کاچی به از هیچی

Top of Form

Bottom of Form

Keep your shirt on صبور باشید

To Skate on Thin Ice ابلهانه کاری را با ریسک و خطر زیاد انجام دادن

This expression came from foolish people that skated on thin ice. They thought if they skated fast enough, the ice wouldn’t break… :))

hit the jackpot یه پول قلمبه بردن

chew someone out با یکی بد حرف بزنی و بشوری بذاریش کنار

Get Out of My Face از جلوی چشمم دور شو When someone is in your face and you think you might get angry, you could say, “Get out of my face,” to help prevent a fight or accident

Pig out Or Eat like a pig پرخوری کردن

Do you know? A fortune that you don’t use, is others wish هیچ می دانی، فرصتی که از آن استفاده نمیکنی آرزوی دیگران است؟

I didn’t have shoes and always I was complaining, but one day I saw a man who didn’t has foot

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم. تا اینکه روزی مردی را دیدم که پا نداشت

You were greatly missed جای شما واقعا خالی بود

The biter is sometimes bitten دست بالای دست بسیار است

Blind as a bat کور

Without my glasses, I am blind as a bat بی عینک ، واقعاً کورم

Ants in the pants: احساس ناراحتی و ناآرامی کردن

Do you have ants in the pants or what? چیه، کک توی بدنت افتاده؟ :

He/She is a time server اون نون رو به نرخ روز می خوره

Like I’m gonna (going to) believe it تو گفتی و منم باور کردم

Feel free to do so Or Don’t be shy تعارف نکنید

Wishes won’t wash dishes معنی جمله: با آرزو کردن ظرف ها شسته نمیشه معادل پارسی: با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشه

It is better to light a candle than to curse the darkness بهتر است که یک شمع روشن کنی بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی

Cross Your Fingers: To hope that something happens the way you want it to. یعنی اینکه بشینی و امیدوار باشی اونجوری که می خوای میشه

Do you follow me? متوجه حرفام هستی؟

We are just two peas ما خیلی با هم تفاهم داریم

Since when? از کی تا حالا؟ Ex: Since when do I get that important to you? از کی تا حالا اینقدر برات مهم شدم؟

The damage is done کار از کار گذشته

Feel the room جَو رو درک کن

You must have respect for your promises باید بقول خودتان احترام بگذارید

Close your eyes to something

چشم پوشی کردن

Button one’s lips

زیپ دهان خود را کشیدن

Get something off one’s chest

دل خود را خالی کردن

Get up on the wrong side of the bed

از دنده چپ برخاستن

Give someone the cold shoulder

با کسی سرد برخورد کردن

Stand on one’s own two feet

روی پای خود ایستادن

Open a can of worms

آتش در لانه زنبور کردن

Scrape the bottom of the barrel

کفگیر به ته دیگ رسیده

Two heads are better than one

یک دست صدا ندارد

Keep something under one’s hat

تو دل خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

بادمجان بم آفت ندارد

White lie

دروغ مصلحت آمیز

Fat Cat

مایه دار

No hard feelings دیگه ناراحت نباش

Thanks all the same در هر صورت متشکرم

get off my back

دست از سرم بزدار

dont give me that : خالی نبند

i am in hot water اوضام بیریخته.تو دردسرم

Who wears pants in your home? چه کسی در خانه ی شما رییس هست؟

that was a close shave :[slang خدا رحم کرد

try no to take your eyes off her سعی کن چشم ازش بر نداری

i am at your service من در خدمت شما هستم

leave it to me بسپرش به من یا اون با من

dont put words in my mouth حرف تو دهن من نزار

the engine packed up! ~ موتور از کار افتاد

To be head over heels in love.

یکدل نه صد دل عاشق شدن

To break bread w I’m fed of with you:از دستت به اینجام رسیده

ith someone.با کسی نان و نمک خوردن

I’m fed UP with you = سیر شدم ازت Also: – I’m up to here with you = به اینجام رسوندی – I’ve washed my hands of you = ازت دست شستم – I’m done with you = مرا با تو کاری نیست دگر – I’ve had enough of your nonsense = باندازه ی کافی از دستت کشیدم – Enough is enough = بسمه دیگه – You disgust me = حالم ازت بهم میخوره

Test the water. تمام جوانب رابسنج/ بررسی کن/ در نظر بگیر

out with it! ~ اعتراف کن ، حرف بزن

The master of coin finds the money => عاقبت،جوینده یابنده است

to rub on a raw nerve. سوهان روح بودن

Drink up! ~ تا ته نوشیدن

what’s done is done ( کاریه که شده

humans are able to mistakes::انسانها جایزالخطا هستند

be in the loop (در جریان کاری بودن ، تو بازی بودن

the apple of sb’s eye نور چشمی

he was hopping mad ~ کُفرش در اومده بود

Filthy rich ~ خرپول

to grown into a… ~ مبدل شدن به

to a man ~ تا آخرین نفر

I can’t stand it نمیتونم تحملش کنم

He always pulls the wool over his friends eyes.

او همیشه سر دوستانش شیره می مالد

Know-it-all = همه-چیز-دان

a fly by night company ~ شرکت بی پروپا و قلابی شرکت هایی که طالب سود آنی هستند

mum’s the word ~ به گوش کسی نرسه،این سخن فاش کردنی نیست

hang on thereقوی باش

you perv me up …. داری منو دید میزنی

“shoo away” = چخ کردن (سگ)؛ پراندن (مگس و پرندگان)؛ شو کردن (بز و گوسفند)؛ هی کردن (اسب و خر و گاو)؛ راندن “shoo away” = چخ کردن (سگ)؛ پراندن (مگس و پرندگان)؛ شو کردن (بز و گوسفند)؛ هی کردن (اسب و خر و گاو)؛ راندن

a bad work man blames his tools. عروس بلد نیست برقصه می گه زمین کجه

wishes dont wash the dishes با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه

no by any manner of means ~ به هیچ وجه،به هیچ نحوی از انحا

a heart to heart talk ~ صحبت بی پرده و صادقانه

you hit the nail on the head ~ زدی تو خال،درست حدس زدی،حدس صائبی زدی

I am out of my depth عقلم قد نمیدهد , سر در نمی اورم

go fly on your sky برو پی کارت

Peeping Tom پسر چشم چران

hung up on someone به کسی دل بستن

Curiosity killed the cat!!! فضولی موقوف

He can pull strings خیلی خرش میره)آدم کله گنده ایه

Jack of all trades master of none:همه کاره و هیچ کاره

It’s no skin off my nose ~ به من چه!،به هیج کجای من بر نمیخورد

be good enough to sign here ~ لطفا اینجا را امضا کنید

words fail me…~ زبونم بند اومد،زبانم از بیان آن قاصر است

he has a big mouth دهن لق است

he is a glutton for work خوره کاره

I couldn’t care less ~ ابدا” اهمیت نمیدهم،به من چه

he’s two timing his girlfriend! ~ به معشوقه اش! (دوست دخترش) خیانت می کند

i was under the impression that… ~ چنین تصور میکردم که

work like a charm (magic) ~ در یک چشم به هم زدن کار میکنه ، مثل جادو هست

through and t keep a civil tongue in your head! ~ حرف دهنت رو بفهم ، درست صحبت کن

hrough ~ کاملا،صددرصد

what’re you driving at?! (informal) ~ منظورت چیه؟

down in the mouth (informal) ~ پکر ،ناراحت ، تو هم بودن

Let sleeping dogs lie (saying) ~ بی جهت شر به پا نکن ، بگذار اوضاع آرام بماند

mark my words (old fashioned) ~ این خط و این نشون ،بالاخره به حرف من میرسی

tell that to the marines (US) ~ به کسی بگو که باور کند ، من که باور نمیکنم

a pain in the neck (informal) ~ شخص بسیار مزاحم،آزار دهنده

he has a mental block ~ ذهنش درگیر است ، فکرش اصلا کار نمی کند

lock, stock and barrel ~ هرچه هست و نیست ، تماما

put it down to experience ~ تجربه میشه واسَت

No dice (US informal) ~ حرفشم نزن

it’s all laid on ~ همه چیز آمادست،روبه راه هست

she passed out ~ از حال رفت ، غش کرد

this restaurant has fallen off ~ این رستوران از رونق افتاده،به خوبی گذشته نیست

i haven’t the faintest idea! (informal) ~ روحم خبردار نیست

oh,give over! (UK old fashioned-informal) ~ دست بردار،ول کن،بیخیال شو

it’s chickenfeed (informal) ~ پول ناقابلی است

paper over the cracks ~ ماست مالی کردن،معایب را پوشاندن

that’s pretty kettle of fish! ~ عجب بساطیه هااا،خر بیار باقالی بار کن

apple of sb’s eye ~ نور چشم کسی بودن

keep a low profile ~ جلب توجه نکردن،آفتابی نشدن

yes , point taken ~ بله ملتفت شدم

he strains every nerve ~ او نهایت تلاش و کوشش خودش رو انجام میده

hit the jackpot ~ به ثروت کلانی رسیدن

i’m fit/ready to drop ~ دارم از حال میرم،از خستگی نا ندارم

breadwinner ~ نان آور خانواده

i must put my thinking cap on it ~ باید در موردش فکر کنم

there’re wheels within wheels ~ یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست،یه دستی تو کاره

it was double dutch to me ~ کاملا برایم غیر قابل فهم بود،اصلا نفهمیدم

he hails from shiraz (formal) ~ اهل شیرازه

let’s call it a day (informal) ~ فعلا تعطیل کنیم،برای امروز کافیه

those were the days ~ یاد اون روزها بخیر the good old days ~ یاد اون روزها بخیر

to face the music ~ عواقب چیزی را تحمل کردن،پای لرزش نشستن

an egghead (humorous) ~ حضرت روشن فکر (در مقام طعنه

Don’t let that come between us ~ اجازه نده که بین ما جدایی بیفکند

prices crashed in the stock exchange ~ قیمت ها در بورس به شدت پایین آمد

his days are numbered ~ چیزی از عمرش نمانده

Blue films/movies ~ فیلم های موهن

my car acts up (informal) ~ ماشینم بازی در میاره،خوب کار نمیکنه

joking apart/aside ~ از شوخی گذشته،شوخی بکنار

he took a long time to come round ~ مدت زیادی طول کشید تا به هوش آمد

to put a sheep to sleep ~ گوسفندی را خلاص کردن

he earns as much again so i do ~ دو برابر من پول در میاره

greet/welcome sb with open arms ~ خوشامد گویی با آغوشی باز

to affect piety ~ جانماز آب کشیدن

Out of the frying pan into the fire ~ از چاله در اومدن و به چاه افتادن

you keep out of this,please! ~ لطفا شما در این مورد دخالت نکنید

to move in literary (high) circles. ~ در محافل ادبی آمد و رفت کردن

that’s strictly for the birds (us informal) ~ برو بابا،اینا همش حرفه،مزخرف نگو،چرند نگو

make eyes on somebody (old fashioned) ~ برای کسی غمزه آمدن

the market is flat ~ بازار کساده

land in and around NY has appreciated ~ بهای زمین در نیویورک و اطراف آن بالا رفته

break fresh/new ground ~ ابتکار جدید،کشف/انجام چیزی تازه

hard-luck story (INFORMAL DISAPPROVING) ننه من غریبم بازی در آوردن،فیلم بازی کردن

come rain or shine ~ هر اتفاقی که بیافتد،هرچی که پیش بیاد

they were really the bee’s knees ~ کارشون واقعا عالی بود be the bee’s knees (UK informal) ~ چیزی که از همه لحاظ عالی باشد

There’s no accounting for taste ~ سلیقه ها متفاوته ، هرکسی عقیده ای داره

‎(straight) from the horse’s mouth ~ از منبع موثق موضوعی شنیدن

another/a second bite of the cherry ~ فرصت بعدی،شانس بعدی

i’m (as) busy as a bee! ~ خیلی سرم شلوغه

i’m full of beans for today (informal) ~ امروز پر انرژی و سرحالم

it’s not my cup of tea ~ چیز مورد دلخواه من نیست

once in a blue moon ~ به ندرت،هر از گاهی

Necessity is the mother of invention ~ احتیاج مادر اختراع

be all fingers and thumbs (UK) be all thumbs (US) ~ دست و پا چلفتی،بی دست و پا

I get into hot water ~ تو مخمصه افتادم ، گرفتار شدم

the lull before the storm ~ آرامش قبل از طوفان

thank your lucky stars ~ جایه شکرش باقیه،شانس آوردی

Curiosity killed the cat ~ فوضولی موقوف

don’t hold your breath(informal) ~ انتظار نداشته باش واسه همیشه،خواب دیدی خیره

by the grace of God ~ به توفیق خداوند، به لطف خدا

for my money ~ به نظر من،به عقیده من

Forty winks (informal) ~ چُرت،خواب کوتاه

when the chips are down (informal) ~ هوا پسه

Fender bender (informal) ~ تصادف جزئی،تصادف کم خرج

tie the knot ~ ازدواج کردن

play truant (British) ~ از مدرسه فرار کردن play hooky (American & australian) ~ از مدرسه فرار کردن

perish the thought ~ فکرشم نکن

walk on air ~ خر کِیف بودن،از خوشحالی پرواز کردن

walk on air ~ خر کِیف بودن،از خوشحالی پرواز کردن

few and far between ~ غیر مکرر،تکرار نشدنی،نایاب

stick in the mud (informal disapproving) ~ بی عرضه،اُمُل،عقب مانده

weather the storm ~ بر مشکلات فائق آمدن ،

willy-nilly (informal) ~ خواه ناخواه،بخوای نخوای،ناچارا”،بالاجبار

give sb. a dirty look ~ به کسی چپ چپ نگاه کردن

get cold feet ~ جا زدن از کاری،پشیمان شدن

be snowed under sth. ~ به شدت درگیر چیزی بودن

play ball (informal) ~ همکاری کردن

a pig in a poke ~ چشم بسته خرید/قبول کردن

eat humble pie! (informal) ~ قبول اشتباه ، به غلط کردن افتادن

white elephant ~ سرمایه خوابیده،دارایی بی فایده

the account is overdrawn ~ حساب موجودی نداره(مقروض به بانک the account is in the red ~ حساب موجودی نداره(مقروض به بانک

shoot the breeze (US informal) ~ گپ زدن

Go in one ear and out the other (informal) از این گوش شنیدن و از اون گوش در کردن

Too many cooks spoil the broth (UK) Too many cooks spoil the soup (US)

ماما که دوتا شد سر بچه کج در میاد آشپز که دوتا شد،غذا یا شور میشه یا بی نمک

Truth will out (UK) ~ ماه پشت ابر نمیمونه

Charity begins at home ~ چراغی که به خانه رواست

a bitter pill (to swallow) ~ حقیقت تلخه

i’ll warrant you! (old fashioned) ~ اطمینان می دهم، شک ندارم

I’ll eat my hat (old fashioned) ~ اسم ام رو عوض میکنم

It’s no use crying over spilt milk ~ پشیمانی سودی نداره

I can’t place you ~ شما رو به جا نمیارم

be/feel under the weather (informal) ~ بدحال بودن

hold a grudge ~ دلخور بودن،کینه داشتن

break the back of sth (UK) ~ کمر کار راشکستن – قسمت سخت کاری را انجام دادن

Money doesn’t grow on trees. ~ پول علف خرس نیست

be put upon! (informal) ~ مورد تحمیل قرار گرفتن

i’ll “burn down” there (phrasal verb) ~ اونجا رو به آتش میکشم

Never look a gift horse in the mouth. (SAYING) اسب پیشکشی رو دندون نمی شمارند

jack of all trades! ~ همه کاره

kill sb. with kindness! ~ با پنبه سر بریدن

wakey wakey! rise and shine! ~ پاشو پاشو،صبح شده

the evil eye on…! ~ چشم زدن

hands off! ~ یعنی دستتو بکش , دست نزن

bend/lean over backwards! ~ به سختی تلاش کردن برای انجام کاری

spill the beans ~ بند رو به آب دادن

Shape up or Ship out ~ (یا درست شو یا به سلامت)

Take sth. on board ~ ( انتقادپذیری(پذیرفتن ایده

What a cheek ~ عجب رویی،چه رویی

bookworm(informal) ~ خرخون

no offence (informal) ~ بهت بر نخوره، ناراحت نشی

so long (informal) ~ خداحافظ – به امید دیدار

No hard feelings ! ~ محاوره: امیدوارم ناراحت نکرده باشم

we are paid peanuts ~ چندر غاز حقوق می گیریم

wear more than one hat ~ با یه دست چندتا هندونه برداشتن there was no way out ~ چاره ای نبود i sick of your idea ~ حالم از نظراتت بهم می خوره I’m absolutely sick to death of it ~ حالم از این بهم می خوره Haste makes waste ~ تعجیل موجب تعطیله،عجله کار شیطونه

An early bird: سحر خیز

An early bird catches the worm ~ سحر خیز باش تا کامروا باشی A high-flier ~ آدم بلند پرواز Mary is a bright girl and a high flier ~ مری دختر باهوش و بلند پروازی است Good company ~ آدم خوش مشرب I never get bored when I talk to my grandmother She is good company ~ از صحبت کردن با مادربزرگم خسته نمیشم. آدم خوش مشربی است A good mixer ~ آدم زود جوش و اجتماعی

up and about ~ سالم و سرحال

go great guns ~ قبراق بودن ، فرز بودن

my lips are sealed ~ دهانم مهر و موم شده ، چیزی نمیتونم بگم ، دهانم قرصه

It is spot/bang on. : حرف ندارد / مو لا درزش نمیره / رو دست ندارد She is hungry for success. : آرزومند/مشتاق sth is a kick in the teeth : عامیانه: تودهنی / توپوزی see the light : متوجه شدن / فهمیدن smoke like a chimney: خیلی زیاد سیگار کشیدن shake like a leaf: مثل بید لرزیدن از ترسز یا نگرانی

don’t vapor me (boasting) ~چاخانم نکن

at odd times ~ وقت و بی وقت we had a blast ~ we enjoyed the party ~ ترکوندیم paint the town red = خوش گذروندن

I laughed my guts out ~ از خنده روده بر شدم

he was apple polishing ~ داشت چاپلوسی میکرد never say die ~ never give up hope ~ هرگز ناامید نشو i have be dead against ~ نباید زیر بار برم she’s living in fool’s paradise ~ الکی خوشه a little bird told me ~ کلاغه خبر آورد

i won’t keep you then ~ بیشتر از این معطلت نمیکنم

they can do a rush job ~ کارِت رو فوری انجام میدن

live and let live! سرت تو کار خودت باشه

we’re living at a close quarters! ما یه جایه شلوغ زندگی میکنیم(پر جمعیت)!1 she’ve lived by one’s pen! زندگیش رو با نویسندگی میچرخوند

something important hos come up to me ~ کاری برام پیش اومد

i talked police officer out of getting a ticket ~ مخ پلیس رو زدم که جریمم نکنه Get up on the wrong side of the bed ~ از دنده چپ برخاستن don’t give a rat ass don’t give a rat ass ~ اهمیت ندادن حتی اندازه سر سوزن a knuckle sandwich ~ با مشت به صورت کسی زدن

why are you jump down on my throat?! ~ حالا چرا عصبانی میشی؟ چرا میزنی؟

let the cat out of the bag = افشای راز reveal the secret!

a shot in the arm ~ دلگرمی encouragement! bad hair day ~ روز نحسی،سختی

jog sb’s memory : چیزی را یاد کسی آوردن / خاطره ای را در ذهن کسی زنده کردن

everyone’s nerves were on edge. / That put our nerves on edge. : عصبی شدن/کردن Why are you breathing down my neck all the time? : کسی را پاییدن / پا به پای کسی رفتن be/go on the warpath : محاوره : جوش آوردن / آن روی سگ کسی را بالا آوردن / عصبانی شدن یا کردن

i’m on “cloud nine” these days ~ من این روزها سر حالم،خوشحالم

Cool cat ~ روی مد بودن ، طبق مد لباس پوشیدن

I kid you not ! وقتی خیلی جدی بخواهیم بگیم: اصلا باهات شوخی ندارم

i’ll figure it out ~ پیداش میکنم،بالاخره میفهممش

 

خروج

متن مقاله : countable & uncountable nouns | تاریخ ثبت : 1397/06/17

اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش در انگلیسی

سپتامبر 19, 2015

طبقه بندی های متعددی برای اسامی در زبان انگلیسی وجود دارد که یکی از این طبقه بندی ها اسامی قابل شمارش (countable nouns یا count nouns) و اسامی غیر قابل شمارش (uncountable nouns یا mass nouns) می باشد.

 

اسامی قابل شمارش در انگلیسی
 

به زبانی ساده اسامی قابل شمارش در زبان انگلیسی اسم هایی هستند که می توان آنها را شمرد. این نوع از اسامی هم شکل مفرد (singular form) دارند و هم شکل جمع (plural form). به مثال های زیر در خصوص اسامی قابل شمارش توجه کنید:

 

I have a car

من یک ماشین دارم

She has three books

او سه کتاب دارد

How many friends do you have?

I have two friends

چند تا دوست داری؟

دو تا دوست دارم

Mike has several cellphones

مایک چندین تلفن همراه دارد

استفاده از حروف تعریف a و an

اگر یک اسم قابل شمارش به صورت مفرد بیاید با توجه به صدای (نه حرف) اول آن کلمه از a یا an استفاده می کنیم. در واقع اگر حرف اول آن کلمه یک حرف صدادار باشد از an استفاده می کنیم، در غیر این صورت از a استفاده می کنیم.

مثال:

She needs a pen

او به یک خودکار نیاز دارد.

I have an apple

من یک سیب دارم.

There is an hour left

یک ساعت باقی مانده است.

Mehdi wants to buy a book

مهدی می خواهد یک کتاب بخرد.

استفاده از few و a few

از few و a few می توان برای اسامی قابل شمارش جمع در انگلیسی استفاده کرد. few بار معنایی منفی دارد و می توان آن را به ‘(تعداد) کمی’ ترجمه کرد ولی a few بار معنایی مثبت دارد و می توان آن را به ‘(حداقل) تعدادی’ ترجمه کرد. به مثال های زیر توجه کنید:

There were few people in his birthday party

افراد کمی در جشن تولدش بودند.

Although the exam was hard, a few students got good scores

اگر چه امتحان سختی بود ولی تعدادی از دانش آموزان نمرات خوبی گرفتند

استفاده از many و a lot of

از many فقط برای اسامی قابل شمارش استفاده می شود ولی از a lot of هم برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیر قابل شمارش استفاده می شود. در سوالات می توان از How many? برای پرسیدن در مورد کمیت (quantity) اسامی قابل شمارش پرسید.

How many people are in the office?

چند نفر در اداره است؟

I don’t know, there are a lot of people in there

نمی دونم، افراد زیادی آنجا هستند

نکته: از lots of نیز خیلی اوقات به جای a lot of استفاده می شود.

جمع بستن اسامی قابل شمارش در انگلیسی
 

به طور کلی برای جمع بستن اسامی قابل شمارش کافی است که به انتهای آنها s یا es اضافه کرد.

I see two buses there

من دو تا اتوبوس اونجا می بینم

I want those three books

من اون سه تا کتاب را میخوام

There are a few students in the class

چند دانش آموز در کلاس هستند

لیستی از اسامی رایج قابل شمارش:

  • chair
  • student
  • cup
  • coin
  • dollar
  • person
  • dog
  • cat
  • shop
  • horse
  • country
  • table

اسامی غیر قابل شمارش در زبان انگلیسی
 

اسامی غیر قابل شمارش در زبان انگلیسی اسم هایی هستند که نمی توان آنها را با اعداد شمرد که می توانند شاملاسم های انتزاعی (مثل خوشحالی، آزادی، دانش و غیره) ویژگی ها… شوند. به طور کلی این نوع از اسم ها در زبان انگلیسی جمع بسته نمی شوند و به شکل مفرد استفاده می شوند. در واقع به این نوع اسامی به صورت کلی نگاه می شود.

Everybody likes beauty

همه زیبایی را دوست دارند

They always eat rice

آنها همیشه برنج می خورند

He gave me a lot of advice before the soccer match

قبل از مسابقه فوتبال او کلی من رو نصیحت کرد.

 

استفاده از little و a little

از little و a little می توان برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کرد. little بار معنایی منفی دارد و می توان آن را به ‘(مقدار) کمی’ ترجمه کرد ولی a little بار معنایی مثبت دارد و می توان آن را به ‘(حداقل) مقداری’ ترجمه کرد. به چند مثال در این خصوص توجه کنید:

We must finish the book as soon as possible. We have little time.

ما باید هر چه زودتر کتاب را تمام کنیم. وقت کمی داریم.

Are you hungry?

No, I just ate a little food

آیا گرسنه هستی؟

نه، همین الان یکم غذا خوردم

استفاده از much و a lot of

از much فقط برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده می شود ولی a lot of می تواند برای هر دو نوع اسم بکار برود. چند مثال در این خصوص:

How much does that shirt cost?

قیمت آن پیراهن چقدر است؟

There are a lot of old cars in the city

ماشین های قدیمی زیادی در شهر وجود دارد

نکته: از lots of نیز خیلی اوقات به جای a lot of استفاده می شود.

به طور کلی می توان از اصطلاحات زیر برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کرد:

  • some, a lot of, much, a bit of, a great deal of , a cup of, a bag of, 1kg of, 1L of, a handful of, a pinch of, an hour of, a day of

لیستی از اسامی رایج غیر قابل شمارش:

  • tea
  • weather
  • trouble
  • travel
  • work
  • furniture
  • luggage
  • accommodation
  • garbage
  • news
  • traffic
  • progress
  • sugar
  • equipment
  • baggage
  • intelligence
  • water
  • behavior
  • bread
  • air
  • rice
  • knowledge
  • beauty
  • water
  • anger
  • fear
  • love
  • money
  • information
  • evidence

 

خروج

متن مقاله : countries and nationalities | تاریخ ثبت : 1396/09/13

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Denmark
دانمارک

Danish
دانمارکی

Danish
دانمارکی

Dane
اهل دانمارک

England
انگلستان

English
انگلیسی

British / English
بریتانیایی/ انگلیسی

Englishman /Englishwoman
زن / مرد انگلیسی

Estonia
استونی

Estonian
استونیایی

Estonian
استونیایی

Estonian
اهل استونی

Finland
فنلاند

Finnish
فنلاندی

Finnish
فنلاندی

Finn
اهل فنلاند

Iceland
ایسلند

Icelandic
ایسلندی

Icelandic
ایسلندی

Icelander
اهل ایسلند

Ireland
ایرلند

Irish
ایرلندی

Irish
ایرلندی

Irishman / Irishwoman
مرد / زن ایرلندی

Latvia
لتونی

Latvian
لتونیایی

Latvian
لتونیایی

Latvian
اهل لتونی

Lithuania
لیتوانی

Lithuanian
لیتوانیایی

Lithuanian
لیتوانیایی

Lithuanian
اهل لیتوانی

Northern Ireland
ایرلند شمالی

Northern Irish
ایرلند شمالی

British / Northern Irish
بریتانیایی / ایرلند شمالی

Northern Irishman /Northern Irishwoman
مرد / زن اهل ایرلند شمالی

Norway
نروژ

Norwegian
نروژی

Norwegian
نروژی

Norwegian
اهل نروژ

Scotland
اسکاتلند

Scottish
اسکاتلندی

British / Scottish
بریتانیایی یا اسکاتلندی

Scot / Scotsman /Scotswoman
اهل اسکاتلند / مرد / زن اسکاتلندی

Sweden
سوئد

Swedish
سوئدی

Swedish
سوئدی

Swede
اهل سوئد

United Kingdom
پادشاهی متحد بریتانیا

British
بریتانیایی

British
بریتانیایی

Briton
اهل بریتانیا

Wales
ولز

Welsh
ولزی

British / Welsh
بریتانیایی / ولزی

Welshman /Welshwoman
زن / مرد اهل ولز

 

اروپای غربی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Austria
اتریش

Austrian
اتریشی

Austrian
اتریشی

Austrian
اهل اتریش

Belgium
بلژیک

Belgian
بلژیکی

Belgian
بلژیکی

Belgian
اهل بلژیک

France
فرانسه

French
فرانسوی

French
فرانسوی

Frenchman /Frenchwoman
زن / مرد اهل فرانسه

Germany
آلمان

German
آلمانی

German
آلمانی

German
اهل آلمان

Netherlands
هلند

Dutch
هلندی

Dutch
هلندی

Dutchman /Dutchwoman
مرد / زن اهل هلند

Switzerland
سوییس

Swiss
سوییسی

Swiss
سوییسی

Swiss
اهل سوییس

اروپای جنوبی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Albania
آلبانی

Albanian
آلبانیایی

Albanian
آلبانیایی

Albanian
اهل آلبانی

Croatia
کرواسی

Croatian
کروات

Croatian
کروات

Croatian
اهل کرواسی

Cyprus
قبرس

Cypriot
قبرسی

Cypriot
قبرسی

Cypriot
اهل قبرس

Greece
یونان

Greek
یونانی

Greek
یونانی

Greek
اهل یونان

Italy
ایتالیا

Italian
ایتالیایی

Italian
ایتالیایی

Italian
اهل ایتالیا

Portugal
پرتغال

Portuguese
پرتغالی

Portuguese
پرتغالی

Portuguese
اهل پرتغال

Serbia
صربستان

Serbian
صرب

Serbian
صربی

Serbian
اهل صربستان

Slovenia
اسلوونی

Slovenian / Slovene
اسلوونیایی / اسلوین

Slovenian / Slovene
اسلوونی / اسلوین

Slovenian / Slovene
اهل اسلوونی

Spain
اسپانیا

Spanish
اسپانیایی

Spanish
اسپانیایی

Spaniard
اهل اسپانیا

ارپای شرقی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Belarus
بلاروس

Belarusian
بلاروسی

Belarusian
بلاروس

Belarusian
اهل بلاروس

Bulgaria
بلغارستان

Bulgarian
بلغار

Bulgarian
بلغار

Bulgarian
اهل بلغارستان

Czech Republic
جمهوری چک

Czech
چکی

Czech
چک

Czech
اهل چک

Hungary
مجارستان

Hungarian
مجار

Hungarian
مجار

Hungarian
اهل مجارستان

Poland
لهستان

Polish
لهستانی

Polish
لهستانی

Pole
اهل لهستان

Romania
رومانی

Romanian
رومانیایی

Romanian
رومانیایی

Romanian
اهل رومانی

Russia
روسیه

Russian
روس

Russian
روس

Russian
اهل روسیه

Slovakia
اسلواکی

Slovak / Slovakian
اسلواک

Slovak / Slovakian
اسلواک

Slovak / Slovakian
اهل اسلواکی

Ukraine
اوکراین

Ukrainian
اوکراینی

Ukrainian
اوکراینی

Ukrainian
اهل اوکراین

آمریکای شمالی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Canada
کانادا

Canadian
کانادایی

Canadian
کانادایی

Canadian
اهل کانادا

Mexico
مکزیک

Mexican
مکزیکی

Mexican
مکزیکی

Mexican
اهل مکزیک

United States
ایالات متحده

American
آمریکایی

American
آمریکایی

American
اهل آمریکا

 

 

 

 

آمریکای مرکزی و کارائیب

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Cuba
کوبا

Cuban
کوبایی

Cuban
کوبایی

Cuban
اهل کوبا

Guatemala
گواتمالا

Guatemalan
گواتمالایی

Guatemalan
گواتمالایی

Guatemalan
اهل گواتمالا

Jamaica
جامائیک

Jamaican
جامائیکی

Jamaican
جامائیکی

Jamaican
اهل جامائیک

آمریکای جنوبی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Argentina
آرژانتین

Argentine / Argentinian
آرژانتینی

Argentine / Argentinian
آرژانتینی

Argentine / Argentinian
اهل آرژانتین

Bolivia
بولیوی

Bolivian
بولیویایی

Bolivian
بولیویایی

Bolivian
اهل بولیوی

Brazil
برزیل

Brazilian
برزیلی

Brazilian
برزیلی

Brazilian
اهل برزیل

Chile
شیلی

Chilean
شیلیایی

Chilean
شیلیایی

Chilean
اهل شیلی

Colombia
کلمبیا

Colombian
کلمبیایی

Colombian
کلمبیایی

Colombian
اهل کلمبیا

Ecuador
اکوادور

Ecuadorian
اکوادوریایی

Ecuadorian
اکوادوریایی

Ecuadorian
اهل اکوادور

Paraguay
پاراگوئه

Paraguayan
پاراگوئه‌ای‌

Paraguayan
پاراگوئه‌ای‌

Paraguayan
اهل پاراگوئه‌

Peru
پرو

Peruvian
پرویی

Peruvian
پرویی

Peruvian
اهل پرو

Uruguay
اوروگوئه

Uruguayan
اوروگوئه ای

Uruguayan
اوروگوئه ای

Uruguayan
اهل اوروگوئه

Venezuela
ونزوئلا

Venezuelan
ونزوئلایی

Venezuelan
ونزوئلایی

Venezuelan
اهل ونزوئلا

آسیای غربی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Georgia
گرجستان

Georgian
گرجی

Georgian
گرجی

Georgian
اهل گرجستان

Iran
ایران

Iranian / Persian
ایرانی

Iranian
ایرانی

Iranian
اهل ایران

Iraq
عراق

Iraqi
عراقی

Iraqi
عراقی

Iraqi
اهل عراق

Israel
اسرائیل

Israeli
اسرائیلی

Israeli
اسرائیلی

Israeli
اهل اسرائیل

Jordan
اردن

Jordanian
اردنی

Jordanian
اردنی

Jordanian
اهل اردن

Kuwait
کویت

Kuwaiti
کویتی

Kuwaiti
کویتی

Kuwaiti
اهل کویت

Lebanon
لبنان

Lebanese
لبنانی

Lebanese
لبنانی

Lebanese
اهل لبنان

Palestinian Territories
فلسطین

Palestinian
فلسطینی

Palestinian
فلسطینی

Palestinian
اهل فلسطین

Saudi Arabia
عربستان سعودی

Saudi Arabian
سعودی

Saudi Arabian
سعودی

Saudi Arabian
اهل عربستان سعودی

Syria
سوریه

Syrian
سوری

Syrian
سوری

Syrian
اهل سوریه

Turkey
ترکیه

Turkish
ترک

Turkish
ترک

Turk
اهل ترکیه

Yemen
یمن

Yemeni / Yemenite
یمنی

Yemeni / Yemenite
یمنی

Yemeni / Yemenite
اهل یمن

آسیای جنوبی و مرکزی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Afghanistan
افغانستان

Afghan / Afghani
افغان / افغانی

Afghan / Afghani
افغان / افغانی

Afghan / Afghani
اهل افغانستان

Bangladesh
بنگلادش

Bangladeshi
بنگلادشی

Bangladeshi
بنگلادشی

Bangladeshi
اهل بنگلادش

India
هند

Indian
هندی

Indian
هندی

Indian
اهل هند

Kazakhstan
قزاقستان

Kazakh / Kazakhstani
قزاقستانی / قزاق

Kazakh / Kazakhstani
قزاقستانی / قزاق

Kazakh / Kazakhstani
اهل قزاقستان یا قزاق

Nepal
نپال

Nepalese / Nepali
نپالی

Nepalese / Nepali
نپالی

Nepalese / Nepali
اهل نپال / نپالی

Pakistan
پاکستان

Pakistani
پاکستانی

Pakistani
پاکستانی

Pakistani
اهل پاکستان

Sri Lanka
سری لانکا

Sri Lankan
سری لانکایی

Sri Lankan
سری لانکایی

Sri Lankan
اهل سری لانکا

آسیای شرقی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

China
چین

Chinese
چینی

Chinese
چینی

Chinese
اهل چین

Japan
ژاپن

Japanese
ژاپنی

Japanese
ژاپنی

Japanese
اهل ژاپن

Mongolia
مغولستان

Mongolian
مغول

Mongolian
مغول

Mongolian / Mongol
اهل مغولستان/ مغول

North Korea
کره شمالی

North Korean
کره ای

North Korean
کره ای

North Korean
اهل کره شمالی

South Korea
کره جنوبی

South Korean
کره ای

South Korean
کره ای

South Korean
اهل کره جنوبی

Taiwan
تایوان

Taiwanese
تایوانی

Taiwanese
تایوانی

Taiwanese
اهل تایوان

آسیای جنوب شرقی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Cambodia
کامبوج

Cambodian
کامبوجی

Cambodian
کامبوجی

Cambodian
اهل کامبوج

Indonesia
اندونزی

Indonesian
اندونزیایی

Indonesian
اندونزیایی

Indonesian
اهل اندونزی

Laos
لائوس

Laotian / Lao
لائو / لائوسی

Laotian / Lao
لائو/ لائوسی

Laotian / Lao
اهل لائوس

Malaysia
مالزی

Malaysian
مالزیایی

Malaysian
مالزیایی

Malaysian
اهل مالزی

Myanmar
میانمار

Burmese
برمه ای

Burmese
برمه ای

Burmese
اهل برمه

Philippines
فیلیپین

Filipino
فیلیپینی

Filipino
فیلیپینی

Filipino
اهل فیلیپین

Singapore
سنگاپور

Singaporean
سنگاپوری

Singaporean
سنگاپوری

Singaporean
اهل سنگاپور

Thailand
تایلند

Thai
تایلندی

Thai
تایلند

Thai
اهل تایلند

Vietnam
ویتنام

Vietnamese
ویتنامی

Vietnamese
ویتنامی

Vietnamese
اهل ویتنام

استرالیا و پاسیفیک

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Australia
استرالیا

Australian
استرالیایی

Australian
استرالیایی

Australian
اهل استرالیا

Fiji
فیجی

Fijian
فیجیایی

Fijian
فیجیایی

Fijian
اهل فیجی

New Zealand
نیوزلند

New Zealand
نیوزلندی

New Zealand
نیوزلندی

New Zealander
اهل نیوزلند

آفریقای شمالی و غربی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Algeria
الجزیره

Algerian
الجزایری

Algerian
الجزایری

Algerian
اهل الجزیره

Egypt
مصر

Egyptian
مصری

Egyptian
مصری

Egyptian
اهل مصر

Ghana
غنا

Ghanaian
غنایی

Ghanaian
غنایی

Ghanaian
اهل غنا

Ivory Coast
ساحل عاج

Ivorian
ساحل عاجی

Ivorian
ساحل عاجی

Ivorian
اهل ساحل عاج

Libya
لیبی

Libyan
لیبیایی

Libyan
لیبیایی

Libyan
اهل لیبی

Morocco
مراکش

Moroccan
مراکشی

Moroccan
مراکشی

Moroccan
اهل مراکش

Nigeria
نیجریه

Nigerian
نیجریایی

Nigerian
نیجریایی

Nigerian
اهل نیجریه

Tunisia
تونس

Tunisian
تونسی

Tunisian
تونسی

Tunisian
اهل تونس

آفریقای شرقی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Ethiopia
اتیوپی

Ethiopian
اتیوپیایی

Ethiopian
اتیوپیایی

Ethiopian
اهل اتیوپی

Kenya
کنیا

Kenyan
کنیایی

Kenyan
کنیایی

Kenyan
اهل کنیا

Somalia
سومالی

Somali / Somalian
سومالیایی

Somali / Somalian
سومالیایی

Somali / Somalian
اهل سومالی

Sudan
سودان

Sudanese
سودانی

Sudanese
سودانی

Sudanese
اهل سودان

Tanzania
تانزانیا

Tanzanian
تانزانیایی

Tanzanian
تانزانیایی

Tanzanian
اهل تانزانیا

Uganda
اوگاندا

Ugandan
اوگاندایی

Ugandan
اوگاندایی

Ugandan
اهل اوگاندا

آفریقای مرکزی و جنوبی

کشور

صفت

ملیت

ساکن

Angola
آنگولا

Angolan
آنگولایی

Angolan
آنگولایی

Angolan
اهل آنگولا

Botswana
بوتسوانا

Botswanan
بوتسوانایی

Botswanan
بوتسوانایی

Botswanan
اهل بوتسوانا

Democratic Republic of the Congo
جمهوری دموکرات کنگو

Congolese
کنگویی

Congolese
کنگویی

Congolese
اهل کنگو

Madagascar
ماداگاسکار

Madagascan
ماداگاسکاری

Malagasy
ماداگاسکاری

Malagasy
اهل ماداگاسکار

Mozambique
موزامبیک

Mozambican
موزامبیکی

Mozambican
موزامبیکی

Mozambican
اهل موزامبیک

Namibia
نامیبیا

Namibian
نامیبیایی

Namibian
نامیبیایی

Namibian
اهل نامیبیا

South Africa
آفریقای جنوبی

South African
آفریقایی

South African
آفریقایی

South African
اهل آفریقای جنوبی

Zambia
زامبیا

Zambian
زامبیایی

Zambian
زامبیایی

Zambian
اهل زامبیا

Zimbabwe
زیمبابوه

Zimbabwean
زیمبابوه ای

Zimbabwean
زیمبابوه ای

Zimbabwean
اهل زیمبابوه

 

خروج

متن مقاله : Some English proverbs | تاریخ ثبت : 1396/08/21


One picture is worth ten thousand words.

شنیدن کی بود مانند دیدن .

 

A crown is no cure for the headache.

تاج ، علاج سر پر درد نیست .

 

If you want peace, you must prepare for war.

حاضر به جنگ باش ، صلحت آرزوست .

 

An eye for an eye and a tooth for a tooth

زدی ضربتی ، ضربتی نوش کن

 

Riches that are in the mind can not be stolen.

ثروتهایی که در ذهن انسان جای دارند ، دزدیده نمی شوند .

 

Charity begins at home.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .

 

Clothes don't make the man.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت *** نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 

Better to say that is than it was.

داشتم داشتم حساب نیست ، دارم دارم حساب است .

 

A beggar can never be bankrupt.

بالاتر از سیاهی رنگی نیست.

 

A moneyless man goes quickly through the market.

یک فرد بی پول از بازار خیلی سریع عبور می کند

 

Speak the truth and shame the devil.

آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است .

 

A closed mouth catches no flies.

نا برده رنج گنج میسر نمی شود .

 

The opera isn't over till fat lady sings.

کار را آن کرد که تمام کرد .

 

Always have two strings to your bow.

کار از محکم کاری عیب نمی کند .

 

Do not pour out the dirty water before you have clean.

هر چیز که خار آید روزی به کار آید .

 

Let not your tongue cut your throat.

زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد .

 

Actions speak louder than words.

دوصد گفته چو نیم کردار نیست .

 

There is a time and a place for everything.

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

 

Be slow to promise and quick to answer.

در قول دادن آهسته و در عمل کردن سریع باش .

 

Man's art is behind his word.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

 

A burnt child dreads fire.

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد .

 

A bean in liberty is better than a comfy in prison.

سختی کشیدن و آزاد بودن بهتر از راحتی در زندان است .

 

A bad excuse is better than none.

یک بهانه ی بد آوردن بهتر از لال ماندن است .

 

Scratch my back and I'll scratch yours.

از هر دست بدهی از همان دست می گیری .

 

Words have got a way of getting around.

دیوار موش داره ، موشم گوش داره .

 

As you make your bed you must lie on it.

هرکس خربزه می خورد ، پای لرزش هم می نشیند .

 

Patience is a plaster for all sores.

گر صبر کنی زغوره حلوا سازم .

 

You can never undo something which is already done.

آب رفته زجوی باز نمی گردد                                  

 

If you can't beat them, join them.

خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو .

 

He who lives in a glass house, should never throw stones.

آنکه در خانه ی شیشه ای زندگی می کند ، نباید به کسی سنگ بیاندازد

When I am gone, let happen what may.

پس از ما ، گو جهان را آب گیرد.

 

Everything goes to him who does not want it.

مار از پونه بدش می آید ، در لانه اش سبز می شود .

 

Every man to his taste

هر سری سودایی دارد.

 

Don't put all your eggs into one basket.

همه دار و ندارت را یک مرتبه ریسک نکن.

 

Better safe than sorry.

مکن کاری که باز آرد پشیمانی

 

Better to live as a coward than a dead hero.

ترسو بودن و زنده ماندن به ز قهرمان شدن و کشته شدن.

 

Beat one to frighten another.

به در می گویم که دیوار بشنود .

 

An old poacher makes the best gamekeeper.

دود از کنده بلند می شود .

 

All that glitters is not gold.

هر گردی که گردو نیست .

 

A piece of bread in one's pocket is better than a feather in one's hat.

به فکر نان باش که خربزه آب است .

 

It doesn't rain, but pours.

نمیاد ، وقتی هم که میاد پشت سرهم میاد .

 

He tells me my way but does not know his own.

تو که لالایی بلدی ، چرا خوابت نمی بره ؟

 

If you can not bite, never show your teeth.

اگر جرات گاز گرفتن نداری ، پس دندانهایت را نشان نده .

 

He showed a clean pair of heels.

دوتا پا داشت ، دو تا دیگه هم قرض کرد و فرار کرد .

 

He knows on which side his bread is buttered.

اگر علی ساربان است ، می داند شتر را کجا بخواباند .

 

He knows how many beams make five.

او می داند که یک من ماست چقدر کره دارد .

 

He is more catholic than pope.

او کاسه ی داغتر از آش شده است .

 

He adds salt to injury.

گل بود به سبزه نیز آراسته شد .

 

Half of a loaf is better than none.

لنگه کفشی در بیابان نعمت است .

 

In a calm sea, every man is pilot.

مهره گر نیک نشیند ، همه کس استاد است .

 

Rumors spread like fire.

خبرها خیلی سریع پخش می شوند .

 

Rolling stones gather no moss.

سکونی بجوی ای بی ثبات       که بر سنگ غلتان نروید نبات

 

People get the government they deserve.

خلایق هر چه لایق .

 

Paddle your own canoe.

سعی کن گلیمت رو از آب در بیاری .

 

One hand washes the other.

کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من

 

None are so blind as those who won't see

کور شدی آن زمان که چشم دلت بسته شد .

 

Misfortune knows what fortune is.

تو را که هرچه هست در جهان داری                چه غم زحال حریفان ناتوان داری؟

 

Kindness brings its own reward.

تو نیکی می کن و در دجله انداز      که ایزد در بیابانت دهد باز

 

It takes three generations to make a gentleman.

تا گوساله گاو شود ، دل صاحبش آب شود .

 

It takes one to know one.

کار هر کس نیست خرمن کوفتن .

 

Two scorpions in a small cave are better than two sisters in the house.

ای بسا هندو و ترک همزبان       ای بسا دو ترک چون بیگانگان

 

Two captains sink the ship.

آشپز که دوتا شه ، آش یا شور میشه یا بی نمک

 

Travel broadens the mind.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی .

 

Too much curiosity lost paradise.

فضول را بردند جهنم ، گفت هیزمش تر است .

 

Too many chiefs, not enough  Indians.

آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی .

 

One man's gravy is another man's poison.

علف باید به دهن بزی شیرین بیاد .

 

The shoes say butch but the socks say hi hi you doing.

نمی دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم تو را .

 

The ocean can not be emptied with a can.

برنتابد کوه را یک برگ کاه .

 

That's a nine day wonder.

خیلی زود به دست فراموشی سپرده خواهد شد .

 

Stars are not seen by sunshine.

زیاد که داشته باشی کم به چشم نمی آید

All the king's horses and all the king's men can not put it back together again

اگر آسمان هم به زمین برسد این کار شدنی نیست .

 

You win some, you lose some.

برای برنده شدن ، خیلی چیزها باخته شده است .

 

You may fool some of the people sometimes but not all the people all the time

یک بار جستی ملخک ، دو بار جستی ملخک ...

 

You may end him but you will not mend him.

توبه ی گرگ مرگ است .

 

You can not lose what you never had.

آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد .

 

You are a back seat driver.

کنار گود نشستی و میگی لنگش کن .

 

Write injuries in dust but kindness in marble.

ناخوشیها را بر خاک و خوشیها را بر مرمر بنویس .

 

Wishes won't wash dishes

با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه .

 

When you give them an inch, they'll ask for the whole nine yards.

رو بدی ، آستر هم می خوان .

 

When there is a will, there is a way.

خواستن ، توانستن است .

خروج

متن مقاله : Irregular verbs | تاریخ ثبت : 1396/08/09

Present

Past Simple

Present

Past Simple

be

was / were

begin

began

break

broke

bring

brought

build

built

buy

bought

catch

caught

choose

chose

come

came

cost

cost

cut

cut

do

did

draw

drew

drink

drank

drive

drove

eat

ate

fall

fell

feel

felt

fight

fought

find

found

fly

flew

forget

forgot

freeze

froze

get

got

give

gave

go

went

have

had

hear

heard

hold

held

hit

hit

keep

kept

know

knew

learn

learnt

leave

left

lead

led

let

let

lie

lay

lose

lost

make

made

mean

meant

meet

met

pay

paid

put

put

read

read

ride

rode

run

ran

say

said

see

saw

sell

sold

send

sent

set

set

shut

shut

sing

sang

sit

sat

sleep

slept

speak

spoke

spend

spent

stand

stood

steal

stole

swim

swam

take

took

teach

taught

tell

told

think

thought

understand

understood

wake

woke

wear

wore

win

won

write

wrote

 

 

 

خروج

متن مقاله : چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟ چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟ | تاریخ ثبت : 1396/05/22

خروج

متن مقاله : چرا باید انگلیسی یاد بگیریم؟ | تاریخ ثبت : 1396/05/22

موسسه زبان نور

دسترسی به اطلاعات

شما به چه چيزی علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتر؟ سلامتي؟ تجارت؟ ورزش؟  رسانه‌های امروز – از قبيل اينترنت، تلويزيون و مطبوعات – دسترسی تقريباً نامحدودی را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسی است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگليسی بلد باشيد می‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان می‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمی از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسی پيدا می‌کنيد.

  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايی با نويسندگان آمريکايی يا بريتانيايی بخوانيد، و نيز کتابهای ترجمه شده از زبانهای ديگر. به هر موضوعی که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزی به انگليسی درباره آن پيدا کنيد.

  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌های انگليسی زبان هستند که به راحتی در هر کجای جهان يافت مي‌شوند. شما برای پيدا کردن مجله‌هايی مانند تايم يا نيوزويکمجبور نيستيد خيلی وقت صرف کنيد.

  • علوم. زبان انگليسی کليـد دنيـای علم و فن‌آوری است. حـدود 95% مقـالات علمی منتشر شده، به زبان انگليسی است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهای انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.

  • گزارشات خبري. شبکه‌های تلويزيونی بين‌المللی از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجای دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسی داشته باشيد.

 

گفتگو با ديگران

انگليسی را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که برای گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسی استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان می‌توانند به انگليسی صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيری آن هستند.

  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللی به زبان انگليسی برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهای المپيک يا جام جهانی فوتبال را در نظر بگيريد.

  • سياستمداران کشورهای مختلف از زبان انگليسی برای برقراری ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلی سازمانهايی از قبيـل سازمـان ملل متـحد(UN)، نـاتـو (NATO) و... می‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسی صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌های تبادل نظر اينترنتی بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگی و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.

  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسی در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسی چه مي‌داند، شايد روزی زبان انگليسی جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهای شغلی

اگر خواهان شغل خوبی در زمينه‌های تجاری يا علمی هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيری انگليسی مشغول شويد!

دانستن انگليسی به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگلیسی» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را برای بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.

  • دانش فنی خود را افزايش دهيد. انگليسی زبان فن‌آوری است، مخصوصاً فن‌‌آوريهای تراز بالايی مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسی استفاده کنيد.

  • يک تاجر بين‌المللی باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللی تنها بـا زبان انگليسی ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهانی به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشی ايفا کنيد، بايد انگليسی بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاری بخوانيد و....

  • دانشجو و محقق بهتری باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهای ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهای بين‌المللی شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌های جديد علمی با خبر شويد.

 

ياد گرفتن انگليسی آسان است

انگليسی نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکی از آسان‌ترين زبانها برای يادگيری و استفاده محسوب می‌شود:

  • الفبای ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصی از قبيل ä يا é وجود ندارد.

  • حالت جمع آسان – فقط کافی است يک s (يا es) به انتهای يک اسم اضافه شود.(one car, two cars)

  • کوتاهی کلمات – اغلب کلمات اصلی کوتاه هستند: run, work, big, go, manو.... کلمات طولانی‌تر هم غالباً کوتاه می‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.

  • انگليسی همه جا يافت مي‌شود: دسترسی به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسی زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشی استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسی بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهی است که بدين ترتيب اشتياق شما برای يادگيری افزايش می‌يابد.

  • موسسه زبان نور

خروج

متن مقاله : تاریخچه کلمه معروف اوکی چیست؟ | تاریخ ثبت : 1396/05/22

تاریخچه کلمه معروف اوکی چیست؟

OK

سالها پیش در کشور انگلیس ؛ پس از‌ هر یک از جنگهایش با کشورهای گوناگون برای اینکه آمار سربازان را بدست بیاورند ، بر روی پرچمی تعداد کشته ها را ثبت میکردند، مثلا ۵k ویا ۱۱k….. که k مخفف کلمه kill بوده یعنی مثلا ۵ ویا ۱۱ کشته….
یک روز در جنگ متوجه شدند که آن روز هیچ کشته ای نداشته اند و روی پرچم نوشتند ۰k …… وچون در کشور انگلیس به صفر (او) میگویند از آن پس هر وقت در انجام کاری هیچ مشکلی نبود وهمه چیز درست بود از OK استفاده میکردند.

امیدواریم همیشه OK باشید

نکته آموزشی: هر دو حرف OK را با حروف بزرگ می نویسند.

مکالمه 100 تضمینی- مکالمه 200 درصد تضمینی- 

www.Englishnoor.com

telegram.me/noor_ins

خروج

متن مقاله : مسیرهای اشتباه در یادگیری زبان انگلیسی | تاریخ ثبت : 1396/05/22

Noor Language Academy, [18.10.15 00:16]

موسسه زبان نور

مسیرهای اشتباه در یادگیری زبان انگلیسی – شماره یک: حفظ کردن لغت


خیلی وقت ها رفتن راه های اشتباه آدم ها را از اهدافشون دور می کنه و در اون مسیر اشتباه هر چه که بیشتر تلاش کنیم از هدفمون دور و دورتر میشیم.

شاید به دلایل مختلف یادگیری زبان انگلیسی این روزها برای خیلی ها هدف باشد و هر چه که تلاش هم می کنند به آن نمی رسند.

در این مطلب و مطالب آتی این مسیرهای کاملا اشتباه در یادگیری زیان انگلیسی را با هم مرور می نماییم.

مسیرهای اشتباه در یادگیری زبان انگلیسی – شماره یک: حفظ کردن لغت

یکی از اشتباهات رایج در یادگیری هر زبانی بخصوص زبان انگلیسی تمرکز کردن بر روی حفظ لغات است.

حتی زبان آموزی بود که فکر می کرد برای یادگیری زبان انگلیسی بهترین روش این هست که کل دیکشنری را حفظ نماید و از حرف A شروع کرده بود به تقلا و تلاش برای حفظ کردن لغات فرهنگ لغت انگلیسی به انگلیسی.

شما هم احتمالا از این موارد زیاد دیده و شنیده اید و شاید خودتان هم دست به اقدام مشابهی زده باشید اما نقطه مشترک بین همه افراد در این روش های اشتباه چند حس و حالت مشترک است.

– نتیجه نگرفتن

– وقت تلف کردن

– نا امید شدن از یادگیری زبان انگلیسی

– افزایش نگرانی و اضطراب ناشی از عدم یادگیری زبان انگلیسی

– کاهش حس اعتماد به نفس ناشی از عدم یادگیری زبان انگلیسی

شما بهتر می دانید که هر زبانی شامل چهار مهارت اصلی است:

– مهارت شنیدن

– مهارت صحبت کردن

اگر  شما از نظر جسمی کاملا سالم باشید و در حال خواندن این متن هستید بدون شک همه چهار مهارت اصلی زبان فارسی را دارا هستید.

یعنی هم می توانید این متن را بخوانید هم کلمات آن را بنویسید هم در مورد آن صحبت کنید و هم اینکه اگر کسی در مورد آن با شما صحبت کند منظورش را متوجه خواهید شد.

اینجا چند سوال مهم را از خودتان بپرسید:

– شما در کدام کلاس و موسسه زبان مادری خود را یادگرفتید؟

– آیا برای یادگیری زبان مادری یا فارسی کلمه های یک فرهنگ لغت را حفظ کردید؟ یا اینکه هر روز لغات جدید برای شما ایمیل یا پیامک میشد و از فلش کارت های تبلیغی موجود در بازار استفاده می کردید؟

واقعیت این است که شما هیچ کار خاصی نکردید و فقط مسیر اشتباه را نرفتید.

یعنی به دلیل نداشتن توانایی های جسمی و فکری لازم برای قلم در دست گرفتن و نوشتن یک مطلب و خواندن آن و یا صحبت کردن در موردش بصورت ناخودآگاه فقط توانستید آن را بشنوید و مسیر اشتباه را نرفتید.

و پس از تسلط بر قدرت شنیدن مهارت بعدی شما از بین چهار مهارت اصلی زبان اموزش خواندن یا نوشتن نبود بلکه گفتن و صحبت کردن بود.

بدون شک روش یادگیری زبان مادری با روش یادگیری زبان دوم متفاوت است اما در عین حال این دو روش اشتراکات بسیار زیادی دارند و ما یک بار با پیروی از آن توانستیم یک زبان یعنی زبان مادری را یاد بگیریم.

این جمله را ملکه ذهن خود نمایید که بهترین روش یادگیری هر زبانی نزدیکترین روش به روش یادگیری زبان مادری می باشد. یعنی تقویت مهارت های چهار گانه به همان ترتیب طبیعی.

1- شنیدن ۲- گفتن ۳ نوشتن ۴- خواندن

هر شخصی که این مسیر را طی کند نتیجه درست را به دست خواهد آورد و برعکس هر شخصی که ابتدا به دنبال یادگیری نوشتن و خواندن باشد خیلی بعید است که به مهارت شنیدن و گفتن دست پیدا کند.

شاید اگر در شهر اصفهان یا شهرهای بندری ایران زندگی می کنید بتوانید این موضوع جالب را از زبان قدیمی ها بشنوید که در گذشته باربرهای بنادر جنوبی ایران که افراد بی سوادی بودند به راحتی می توانستند به انگلیسی مکالمه نمایند و یا مغازه دارهای صنایع دستی بازار اصفهان هم بدون هیچ کلاس و درسی می توانستند با گردشگران صحبت نمایند و همه اینها بخاطر مسیر درستی بوده که طی کرده بودند.

یک نگاهی به تمام منابع آموزشی خود بیندازید.

نکات مشترکی که تقریبا در ۱۰۰ درصد منابع آموزشی وجود دارند این موارد می باشند:

– هیچکدام از مهارت شنیداری و گفتاری شروع نمی کنند و اگر در طاهر با این روش آموزش خود را شروع نمایند آموزش ضعیف و ناقصی ارائه می نمایند.

– هیچ کدام کامل نیستند یعنی شاید در ظاهر دارای سطوحی از مبتدی تا پیشرفته باشند اما بعد از طی کردن دوره پیشرفته زبان آموز باز هم احساس ضعف در یادگیری می نماید.

– مطالب غیرکاربردی و بی اهمیت را آموزش می دهند.

– تجاری هستند تا آموزشی.

– به نیازهای آموزشی زبان آموز توجه نمی کنند.

– توسط کسانی تبلیغ و ترویج می شوند که خود زبان انگلیسی را بلد نیستند. مثلا یک مدیر موسسه ای با ده ها شعبه در سراسر ایران و موسسات مشابهی که مدیر آن موسسه خود زبان انگلیسی را بلد نمی باشد.

همه این موارد باعث می شود که زبان آموز دست به اشتباه بزند و تصور نماید که با حفظ لغت می شود زبان را یادگرفت اما تنها با طی زمان پی به اشتباه خود خواهد برد.

مسیرهای اشتباه در یادگیری زبان انگلیسی – شماره دو: تمرکز روی اشتباهات 

باید بدانید انسان موقع استفاده از هر زبانی حتی زبان مادری ممکن است اشتباه داشته باشد و این موضوع نباید باعث رنجش و ناراحتی شود.
تقریبا تمامی زبان آموزان نگران این هستند که در استفاده از زبان  اشتباه کنند و یا جمله ای را غلط بکار ببرند. اگر شما علاقمند به یادگیری یک زبان مثل زبان انگلیسی هستید باید بدانید که اشتباه کردن حق شماست.
یادگیری هر زبانی نیاز به صرف زمان و تلاش دارد و اشتباهات ممکن است در مسیر یادگیری پیش بیایند.
عین همان اشتباهاتی که یک کودک خردسال دارد و به سیب زمینی می گوید دیبدمنی شما هم ممکن است مثلا ۴۳ سال شنتان باشد ولی سن زبان دوم شما ۱ سال بیشتر نباشد و مثلا تلفظ کلمه ای را اشتباه بیان نمایید.
متاسفانه هموطنان و هم کلاسی های ایرانی عادت بدی دارند که با انجام یک اشتباه از سوی زبان آموز او را سرزنش یا مسخره می نمایند در حالی که خارجیانی که شما با آن ها با به کاربردن دستورزبان و کلمات کاملا اشتباه صحبت می نمایید به هیچ وجه شما را مسخره نخواهند کرد و کاملا شرایط شما را درک می نمایند البته اگر یک خارجی هم که در حال یادگیری زبان فارسی است به اشتباه کلمه ای را به کار ببرد بدون شک هیچ ایرانی او را سرزنش نخواهد کرد و خیلی هم جذاب و بامزه بنظر خواهد رسید.
اما متاسفانه حتی تعداد قابل ملاحظه ای از مدرسین برخلاف آموزه های روش تدریس عمل می کنند و تمرکز خود را روی اشتباهات رایج زبان آموزان قرار می دهند یا کتابهایی مثل Common Errors را به زبان آموزان توصیه می نمایند.

doing mistakes

۹۹ درصد اشتباهات
۹۹ درصد اشتباهات زبان آموزان مواردی هستند که به مرور رفع خواهند شد و هیچ مشکلی را برای آن ها بوجود نخواهند آورد اگر آموزش مناسبی ببینند.
مثلا در روزهای اول یادگیری ممکن است زبان آموز با اینکه آموزش مناسبی دیده است به دلایل مختلفی به جای:

You are a student.

بگوید:

You am a students.

مطمئن باشید در کمترین زمان وقتی زبان آموز به انجام تمارین و حل آن ها بپردازد به اشتباهات خود پی می برد و آن ها را اصلاح خواهد کرد و هر اشتباهی به معنای عدم یادگیری نمی باشد.

بعضی اشتباهات هم به آموزش ناقص و عدم درک فرهنگ و زبان بر می گردد مثلا کاربرد افعال go و come با ترجمه آن ها در زبان فارسی متفاوت است و کاربرد آن ها در زبان انگلیسی متفاوت است و زبان آموز ممکن است آن ها را اشتباه به کار ببرد.*
این دسته از اشتباهات هم قطعا به مرور رفع می شوند و نیازی نیست که شما روی آن ها تمرکز نمایید.
در دوره های آموزشی سلام زبان، زبان آموزان بیشماری شرکت نمودند که پس از گذشت مثلا یک ماه وقتی آخرین یادداشت آن ها را با متن اولیه تعیین سطحشان مقایسه می نماییم متوجه کاربردی و صحیح بودن این نظریه می شویم.
از هیچ زبان آموزی اشتباه آن گرفته نخواهد شد مگر اینکه بدانیم مشکلی هست که لازم است بداند.
اشتباه کردن حق شما است پس نگران نباشید و اشتباه کنید.

* اگر شما در نقطه الف هستید و مخاطب شما هم در نقطه الف هست و قرار است به نقطه ب برود و شما هم قرار است  با او از الف به ب بروید باید از فعل go استفاده نمایید.

I go with you.

و اشتباه است اگر بگوییم:

I come with you.

و اگر شما در نقطه الف هستید و مخاطب شما در نقطه ب می باشد و شما قرار است از نقطه الف به نقطه ب بروید از فعل come  استفاده نمایید.

I come there.

آقای محمودی- مدرک بین المللی- آموزش زبان به کودکان- مکالمه تضمینی- مریم بهبودی

WWW.Englishnoor.com

خروج

متن مقاله : مکالمه من چگونه تقویت می شود؟ | تاریخ ثبت : 1395/08/17

موسسه زبان نور

مکالمه من چطور تقویت می شود؟

تصور اشتباهی وجود دارد که اگر افراد در محیط انگلیسی زبان باشند مکالمه آن ها خوب خواهد شد. این تصور کاملا اشتباه است. شما ممکن است ده سال در محیط باشید و مکالمه شما خوب نشود و ممکن است در جایی دور از محیط انگلیسی زبان باشید و با رعایت نکاتی مکالمه شما خوب شود. نکته اصلی در این موضوع تمرین فکر کردن با زبان انگلیسی است.

ما در موسسه نور  این تمرین را به شما یاد می دهیم و شما با آن مکالمه روان و سلیسی خواهید داشت.بسیار راحت تر از حد تصور شما.

مکالمه ربان انگلیسی تضمینی- کلاسهای انگلیسی ویژه کودکان- تربیت مدرس زبان انگلیسی- IELTS -TTC - ;کلاسهای بحث آزاد - استاد امریکایی- استاد Native- بهترین موسسه زبان در ایران

موسسه زبان نور

www.Englishnoor.com

telgram.me/noor_ins

خروج

Common jobs ...

Common jobs ...

دسته بندی : مقالات آموزشی
تاریخ ثبت : 1397/06/17
English Idioms ...

English Idioms ...

دسته بندی : مقالات آموزشی
تاریخ ثبت : 1397/06/17
Irregular verbs ...

Irregular verbs ...

دسته بندی : آموزش زمان گذشته
تاریخ ثبت : 1396/08/09